X
تبلیغات
بلخ باستان
زراعت در بلخ

١. پس منظر:

طی چهاردهه گذشته اقتصاد افغانستان ازجهت پاليسی اقتصادی به تغييرات جدی مواجه شده است. اقتصاد

افغانستان از یک اقتصاد رهبری شده نيمه بازارآزاد که در ١٩۶٠ و ١٩٧٠ بود، طی سالهای دهه ١٩٨٠

و الی اوایل دهه ١٩٩٠ به نوع اقتصاد کاملاً منحصر به دولت تغيير کرد که بعداً در جریان حاکميت

٢٠٠١ م) با از بين رفتن نهاد های دولتی به انحطاط و رکود کامل مواجه شد. - طالبان( ١٩٩۶

، با فروپاشی نظام طالبان و ایجاد اداره موقت و حکومت انتقالی اسلامی افغانستان در اخير سال ٢٠٠١

ابعاد خرابی و رکود اجتماعی و اقتصادی درکشور بيشتر نمایان شد. بعدازدرخواست جهانی کمک

درکنفرانس توکيو درماه جنوری سال ٢٠٠٢ تعداد زیاد مؤسسات بين المللی چون ملل متحد، بانک جهانی،

بانک انکشاف آسيایی، مؤسسات غير حکومتی وسائر مؤسسات مساعدت کننده به افغانستان آمدند.

با درنظر داشت چلنج های عظيم ملی، دولت نوتشکيل افغانستان ضرورت اصلاحات سازمانی و تغييرات

اداری را که بتواند به شکل موثر و سازنده جوابگوی نيازمندی های فزاینده مردم و جامعه افغانستان باشد

درک نمود و به همين منظور چارچوب انکشاف ملی را در اپریل ٢٠٠٢ تهيه و پاليسی ملی و موضوعات

استراتيژیک بازسازی و احيای مجدد سکتور اجتماعی و اقتصادی افغانستان را مشخص ساخت. دولت

چارچوب انکشافی ملی را تائيد وبه جوانب ذیدخل ارائه نمود. چارچوب انکشاف ملی وظايف و مسئوليت

های سکتور خصوصی وسکتور دولتی را مشخص ميسازد. به این ترتيب وظایف دولت عبارت از تامين

امنيت، عدالت و سرمایه گذاری روی نيروی بشری وشبکه مصؤونيت اجتماعی بوده و شرایط را برای

سکتور خصوصی مساعد ميسازد تا فعالانه در امر توليد و بازاریابی سهم بگيرد. چارچوب انکشاف ملی

نقش دولت را منحيث یک تنظيم کننده، سياست گذار، نظارت کننده و ارزیابی کننده و مشوق تشبثات مردم

تجویز ميکند و توليد و تنظيم امور اقتصادی را تدریجاً به سکتور خصوصی محول ميسازد.

با درنظرداشت مسایل فوق مؤسسات دولتی موظف شده اند تا پاليسی ها/استراتيژی ها و ساختار های

فعلی تشکيلاتی را طبق رهنمود های کلی چارچوب انکشاف ملی اصلاح و تغيرشکل دهند.

در این راستا وزارت زراعت و مالداری افغانستان در اوایل ٢٠٠٢ یک استراتيژی را تحت عنوان

"استراتيژی انکشاف زراعت و مالداری در افغانستان" تسوید نمود. سند متذکره در اختيار جوانب ذیدخل

قرارداده شد و در سپتمبر سال ٢٠٠٣ به کابينه ارائه گردید و در اصول روی آن موافقه صورت گرفت.

در این ارتباط از همکاران عمده چون موسسات بين المللی که در قبال بازسازی و انکشاف افغانستان با

ما سهيم هستند تقاضا بعمل آمد تا به منظور غنامندی بيشتر آنرا مورد تجدید نظر قرار داده و پيشنهادات

خودرا ارائه دهند تا به یک پاليسی/ستراتيژی جامع، کاری و مؤثر مبدل گردد.

همکاران پروسه انکشافی یکسلسله نظریات و دیدگاههای استراتيژیک دست داشته خود را مطرح نمودند

و به شوری مشورتی وزارت زراعت و مالداری وظيفه سپرده شد که به اشتراک نماینده های وزارت

آبياری و منابع آب و وزارت احياء وانکشاف دهات چارچوب پاليسی/ستراتيژی سکتور زراعت ومنابع

طبيعی را تسوید نمایند، که در برگيرنده پاليسيهای موجوده وتمام پيشنهادات ونظریات همکاران بين المللی

ما باشد. برخی از نظریات عمده آنها در برگيرنده موارد ذیل ميباشد:

سياست ها/ستراتيژی های آینده باید بر مبنای پاليسی های آساسی باشد که حکومت آنرا مشخص

و تائيد کرده است

باید به بهبود معيشت و رفاه اقتصادی مردم روستا نسبت به تأمين خدمات بيشتر توجه شود.

خود کفائی در توليد مواد خوراکه کافی نبوده بلکه مصؤونيت غذایی ميتواند به حيث پاليسی طویل

المدت در نظر گرفته شود.

به عوض خود کفائی در توليد محصولات زراعت تقویه دهاقين وفراهم ساختن زمينه برای آنها

جهت مرفوع ساختن نياز بازار های داخلی و خارجی ميتواند جز پاليسی/ستراتيژی جدید باشد.

به یک سکتور دولتی کوچکتر ولی مؤثر توجه خواهد شد تا تسهيلات لازم را برای انکشاف

سکتور خصوصی فراهم سازد.

به عوض اقدامات و فعاليت های یک جانبه حکومت مشارکت تمام مراجع ذیدخل اعم از ادارات دولتی، دهاقين، سکتور خصوصی، شرکاء، سهمگيران داخلی و بين المللی باید در بازسازی و انکشاف افغانستان تشویق شود.

اصلاحات تشکيلاتی(اداری) و ارتقای ظرفيت های کاری لازم پنداشته ميشود، تا دولت بتواند

امور اداره و رهبری بازسازی و انکشاف اقتصاد ملی را مطابق به پاليسی ها/ستراتيژی های

جدید بعهده بگيرد.

بناءً هدف از طرح پاليسی/ستراتيژی روی دست، غنامندی و توسعه هر چه بيشتر استراتيژی موجودهء

وزارت زراعت و مالداری (تحت نام انکشاف زراعت و مالداری ) ميباشد تا تمام عرصه های زراعت و

منابع طبيعی چون آب، غله جات، حبوبات، نباتات صنعتی، نباتات طبی، سبزیجات، باغداری، مالداری،

جنگلات، علفچر ها و حيات وحش را در برگيرد. برعلاوه این پاليسی به این منظور طرح گردید، تا

حمایت و سرمایه گذاری های بيشترداخلی و خارجی را جلب و جذب نماید. به همين دليل

پاليسی/استراتيژی ایکه مورد تجدید نظر قرار گرفته، پاليسی های ملی و سکتوری مربوطه را به شمول

پاليسی چارچوب انکشاف ملی بازتاب خواهد داد و به همين ترتيب وظایف و مسئوليت های جوانب عمده

ذیدخل یعنی دولت، سکتور خصوصی، جامعه دهقانی، مؤسسات بين المللی و همکاران پروسه انکشافی

را واضحاً تعریف و تعيين خواهد کرد.

٢. تحليل و ارزيابی وضع موجوده سکتور زراعت ومنابع طبيعی افغانستان:

ارزيابی وضع موجوده:

١. سکتور زراعت افغانستان که در یکتعداد اسناد بنام سکتور"منابع طبيعی" ویا سکتور " زراعت

ومنابع طبيعی " نيز یادميشود بحيث بزرگترین سکتور توليدی در کشور باقی مانده، بيشتر از ٨۵

فيصد مردم افغانستان برای دوام معيشت شان به آن وابسته بوده و نيز در رشد اقتصاد ملی سهم

عمده دارد. سکتور زراعت دارای تقریباً ٧٫٩ مليون هکتار زمين قابل کشت، تقریباً ٣۴ مليون

٣٠ مليون هکتارعلفچر و ١٫٣ مليون هکتار ،( سال ١٣٨٢ FAO) ( حيوان(بشمول طيور

جنگلات طبيعی و انواع متعدد حيات وحش ميباشد. با وجود چندین سال کوشش های انکشافی در

پنج دهه گذشته سکتور زراعت و منابع طبيعی هنوز هم به نسبت سرمایگذاری ناکافی و انتقال

ضعيف تکنالوژی بصورت عنعنوی فعاليت نموده و در نتيجه فعاليت در شرایط غيرمؤثرزراعتی

از قسمت های بيشتر ظرفيت های توليدی و بازار گذاری آن بهره برداری مناسب صورت

نگرفته است.

5

٢. سکتور زراعت توسط سکتور های عمده فرعی که متشکل از توليد محصولات زراعتی،

آبياری، تربيه حيوانات، جنگلات و علفچر و تنظيم حيات وحش است تقویه و پشتبانی ميگردد.

علاوه بر خصوصيات بارز عنعنوی زراعت که بوسيله استفاده و تنظيم غيرمؤثرمنابع آب، زمين

واستفاده ناچيز از تکنالوژی برجسته ميگردد، مؤلدیت سکتور زراعت توسط تقسيمات بارندگی

سالانه و خشکسالی های وقفوی که خصوصيات معمول اوضاع جوی را در افغانستان تشکيل

ميدهد، نيز متأثر ميگردد. نتيجتاً محصولات حيوانی و نباتی نظر به شدت وموسم خشکسالی که

از خشکسالی ملایم شروع (یکباردرهردو تا سه سال) تا شدید (یکبار در ٣٠ سال) مانند

٢٠٠٢ ) هر سال نوسان ميکند. / ١٩٧١ و ١٩٩٨ / خشکسالی های سال ١٩٧٠

(٢٠٠٢- ٣. در نتيجه جنگهای ٢٣ سال گذشته همرا با چهار سال خشکسالی شدید متواتر ( ١٩٩٨

سکتور زراعت و منابع طبيعی افغانستان شدیداً صدمه دیده است. برحسب تخمين های ملل متحد

توليدات زراعتی به اندازه تقریباً کمتر از ۵٠ % ؛ مالداری زیادتر از ۴٠ % در بين نفوس

٧٠ % در بين نفوس کوچی تقليل یافته است. تعداد زیاد مردم در اطراف و - مسکون و بين ۶٠

اکناف کشور وابسته به کمک های عاجل غذایی از منابع خارجی گردیده اند و بازگشت تعداد زیاد

مردم از خارج به کشورشان و بيجا شدگان وضع را بدتر ساخته است.

۴. درنتيجه خشکسالی ها، هزاران تن گندم وارد کشور شده تا ضرورت غذایی نفوس روبه افزایش

کشور را تأمين نماید. چون ظرفيت توليدی سکتور زراعت در نتيجه جنگها و اختلافات ٢٣ سال

گذشته بطور قابل ملاحظه تقليل یافته است، ضرورت برای واردات مواد غذایی با گذشت زمان

بيشتر شده است و در این آواخر مقدار واردات گندم به سطح بحرانی آن یعنی ١٫١٢ مليون تن در

٢٫٢ مليون تن درسال ٢٠٠١ و ٢٫٣ مليون تن درسال ٢٠٠٢ رسيده است. ، سال ١٩٩٨

۵. علاوتاً جنگهای طولانی و خشکسالی های متواتر اثرات ناگوار برمحيط زيست وارد نموده

است. بيشتر منابع طبيعی مانند جنگلات قطع شده جهت امورتسخين به مصرف رسيده و حریق

گردیده و یا در خارج از کشور به فروش رسيده و مقدار کمی که باقی مانده است یا توسط مردم

جهت رفع ضروریات محروقاتی ویا توسط قاچاقچيان داخلی و خارجی به بازارهای منطقه به

فروش ميرسد. باغ های ميوه، تاکستان ها وجنگلات پسته نيز شاهد اثرات ناگوار مشابه ميباشد.

۶. وزارت های سکتوری نيزشديداً صدمه ديده و قابليت کاری شان برای عرضه خدمات موثر و

کافی به زارعين تضعيف گردیده است. بسياری از کارمندان لایق و مجرب، یا کشور را ترک

نموده اند و یا بخاطر تکافوی ضروریات شان به موسسات بين المللی ملحق شده اند. فقدان

امکانات مالی در بودجه انکشافی و مصارف عادی برای پرداخت منظم معاشات سبب شده تا

قابليت مؤسسات دولتی جهت تأمين خدمات بهتر برای جمعيت دهاتی کشور کاهش یابد. آن تعداد

6

از کارمندان که تا هنوز در دولت کار ميکنند دسترسی بسيار کم به آموزش و ارتقای مهارت های

موجوده خود طی ٢٠ سال گذشته داشته اند و بسياری آنها طبق روش ها و سيستم های کهنه و از

کار افتاده کار ميکنند. بسياری از کارمندان دولت در پهلوی وظایف رسمی بخاطر اکمال حوائج

شان در کار های شخصی بيرون حکومت مصروف شده اند تا عاید ناچيز خود را تقویه کنند.

٧. علاوه بر محدوديت های فوق تجربه نشان داده است که سکتور زراعت ظرفيت تغذیه

نفوس در حال رشد کشور، تهيه مواد برای صنایع زراعتی و تقویه رشد و انکشاف

اقتصادملی را دارد. این ظرفيت سکتور زراعت در اخير سال ١٩٧٧,١٩٧٣,١٩۶٠ و

دوباره در سال ٢٠٠٣ وقتی شرایط مساعد مانند بارندگی کافی، موجودیت تخم های

اصلاح شده، کود کيمياوی و خدمات کریدتی، دهاقين افغان را قادر ساخت تا مقدار کافی

گندم برای مصارف داخلی، ميوه جات و محصولات حيوانی برای صادرات و تقویه

اقتصاد ملی توليدکنند، نمایان گردید.

٨. علاوتاً از مجموع تقريباً ٧٫٩ مليون هکتارزمين قابل زرع سالانه تقریباً نصف آن تحت

کشت قرارميگيرد. با سعی و کوششس در جهت تأمين آب آبياری، قسمت اعظم مساحت

درین آواخر FAO باقی مانده قابل زرع نيز تحت کشت قرار خواهد گرفت. یک راپور

نشان ميدهد که ساحه فعلی ٢٫٧ مليون هکتار زمين آبياری شده ميتواند تا ۵٫٣ مليون

هکتار یا ١٠٠ فيصد توسعه یابد. یک ظرفيت دیگردرسيستم موجوده زراعتی، اعظمی

ساختن درجه استفاده از فارمهای آبياری شده به مقصد کشت نباتات سود مند ( ميوه جات،

سبزیجات، نباتات صنعتی و علوفه جات) به مقصد بدست آوردن عاید بيشتر ميباشد.

٩. مالکيت و تنظيم منابع طبيعی:

در شرایط فعلی مالکيت ومارکتننگ محصولات زراعتی درسکتور زراعت از اشتراک

مالکين مختلف مانند دهقان، سکتور عامه و خصوصی نمایندگی ميکند. در سکتور فرعی

٣٠ هزار هکتار فارم های - نباتات وتربيه حيوانات، عوامل توليد (زمين به استثنای ٢٠

دولتی و مالداری) و مارکتنگ ابتدایی محصولات توسط خود دهاقين تنظيم ميگردد. در

تهيه و مارکتنگ تخم و نهالی ها، دهاقين ، وزارت زراعت و بعضی متثبثين خصوصی

دهاقين راکمک ميکنند اگرچه این مشاغل به دلایل کيفيت و دلایل اقتصادی و امنيتی باید

تجارتی شوند. مواد کيمياوی زراعتی (کودها، آفت کشها، ادویه های حيوانی به شمول

واکسين) توسط سکتور خصوصی و وزارت زراعت و مالداری تهيه ميشود.اما سهمگيری شان هنوز بخاطر عدم حمایت مالی ، عدم مصؤونيت و قدرت خرید ضعيف دهاقين کوچک و متوسط محدود است.

منابع جنگلات طبيعی، علفچرها و حيات وحش نظر به قانون ملکيت دولت است، اما

دهاقين و مردم اجازه دارند که از این منابع در چوکات پاليسی/ستراتيژی وزارت زراعت

ومالداری استفاده ببرند. آب بصورت طبيعی تحفه خداداد است، که به مقصد آبياری توسط

گروپ دهاقين، حکومت و دهاقين انفرادی مورد استفاده قرار ميگيرد.

١٠ . سکتور خصوصی که يک بخش حياتی اقتصاد افغانستان است هم به رکود مواجه گردیده

و شرکت فعال آن در بازسازی و اعمار مجدد کشورشان به نسبت عدم مصؤونيت و

شرایط نامساعد در بسياری موارد مخطل شده است.

تخریب زیربنای روستایی و خشکسالی ها دلایل عمده سقوط توليدات معيشتی و تجارتی

نباتی و حيوانی گردیده و مردم را وادار به فروش مواشی و املاک دست داشته و ترک

محلات زیست شان جهت یافتن کاروتأمين معيشت نموده است.

دسترسی مردم دهات به قرضه از جمله ضروریات عمده به شمار ميرود تا آنها بتوانند عوامل

توليد و سایر ضروریات خودرا خریداری کنند. در این مورد باید گفت که در کشور کدام نهاد

رسمی (بجز بانک انکشاف زراعتی) برای عرضه قرضه وجود ندارد و جنگهای طولانی باعث

آن شده تا ربح قرضه که از طرف افراد و اشخاص عرضه ميگردد بلند برود. آن عده مردم که

یکمقدار سرمایه دارند بدلایل امنيتی کشور را ترک کرده یا ميکنند. اکثر دهاقين بسيار مقروض

اند ولی مشکل اینست که دهاقين به نسبت کاهش حاصلات که سبب کاهش عواید شان ميگردد از

یکسو نميتوانند قرضه های عقب افتاده خودرا پرداخت نمایند واز جانب دیگر امکان دسترسی

شان به قرضه کاهش یافته و به این ترتيب قسمت زیاد عواید توليدی شان به پرداخت قرضه های

عقب افتاده بکار ميرود. کوچک شدن ساحه زمينداری زمينداران با گذشت زمان به مشکل

اقتصادی دهاقين افزوده است.

١١ . بايد ياد آور شد که زنان دهات و شهر ها که نصف نفوس و نيروی کار را در کشور تشکيل

ميدهند طی ٢٣ سال جنگ به صدمه های شدیدتر مواجه بوده اند. دو نسل از درس و تعليم

محروم شده و آنهائيکه تحصيلات عالی دارند کشور را ترک کرده که ممکن است اکثرشان به

افغانستان بر نگردند. یکتعداد از زنان تعليم یافته که در کشور مانده است، اکثراً در مؤسسات

داخلی ویا بين المللی مشغول به کار شده اند.

٣. موضوعات ومسايل حاد که بايد به حل آن اقدام شود:

مهمترین مسایل سکتور زراعت به ترتيب اولویت قرارذیل است:

١. ناکافی بودن وعدم مؤثريت سيستم موجوده آبياری که باعث محدودیت ساحه کشت و مؤلدیت

زراعت آبی شده است. استفاه ناکافی وغيرمؤثرازظرفيت موجوده منابع آبی جهت توسعه ساحه

زراعت آبی از طریق اعمار بندها و کانال های جدید، بهبود مؤثریت طریقه های آبياری و

استفاده مؤثرازمنابع آبهای زیرزمينی.

٢. عدم موجوديت مؤسسات و پروگرام ها جهت تهيه قرضه های کوتاه مدت و طویل المدت متناسب

به افزایش تقاضای دهاقين ومؤسسات خصوصی، وابستگی بيش از حد دهاقين به حمایت مالی

وتخنيکی جهت پيشبرد فعاليت های سرمایگذاری و توليدی بخاطر نبودن تسهيلات کریدتی مورد

ضرورت.

٣. محدوديت فرصت های به بازارگذاری و موقف ضعيف رقابتی ميوه جات و محصولات حيوانی

قابل صدور در مارکيت های منطقوی به علت نبودن زیر بنای تجارتی، ضایعات قبل وبعداز رفع

حاصل و عدم امکانات تحقيقات و اطلاعات مارکيتی و مصارف بلند مارکتنگ محصولات.

۴. توانمندی ضعيف تخنيکی، مالی و سازمانی دهاقين جهت بهبود بخشيدن سيستم زراعتی و

ارتقای مؤلدیت،افزایش درآمد دهاقين وایجاد زمينه های استخدام روستایی و سهمگيری مؤثر در

نتظيم منابع طبيعی.

۵. عدم موجوديت سيستم فعال و مستدام مصؤنيت غذايی تا تنوع زراعتی را بر اساس پرنسيب

های منافع رقابتی و مبازه برضد خشکسال اجازه بدهد.

۶. عدم کفايت ومؤثريت در سيستم تهيه عوامل توليد/ماکتنگ تا بتواند تخم بذری و اشجار مثمر

با کيفيت، مقدار کافی کودهای کيمياوی، آفت کش، ادویه حيوانی و ماشين آلات زراعتی را توزیع

نموده و یک صنعت مؤثر به این مقصد ایجادنماید.

٧. عدم موجود يت ميکانيزم فعال (مؤثر) و متداوم کنترول کيفيت عوامل توليد و تصدیق

نامه ها جهت تقویه سکتور خصوصی و حمایت منافع دهاقين.

٨. ظرفيت ضعيف پلانگذاری، تطبيق پلان و رهبری وزارت های سکتوری جهت پييشبرد

وظایف آساسی زراعتی غيرتجارتی که خارج چوکات علاقه و مهارت سکتور خصوصی

است.

٩. سهمگيری محدود سکتور خصوصی و زارعين نسبت مشکلات مالی و عدم موجودیت

سازمانهای دهقانی و سطح پایين آگاهی در مورد عوامل توليد و عدم موجودیت شرایط

9

مطمن امنيتی جهت سرمایه گذاری در بخش های مختلف تهيه/مارکتنگ عوامل توليد و

فعاليت زراعتی /صنعتی.

١٠ . ضايعات زياد زراعتی به شمول ميزان بلند مرگ وميرحيوانات (که بعضًا به هفتاد

فيصد ميرسد) در نتيجه خدمات ضعيف وترنری، افزایش سطح ضایعات قبل و بعد از

رفع حاصل در نباتات بخصوص در حاصلات باغداری به نسبت عدم موجودیت تدابير

جلوگيری از امراض، ضایعات در مقدار استفاده تخم و کود کيماوی و گياه کش های

زراعتی ، عدم موجودیت ماشين آلات مناسب، سطح پایين آگاهی دهاقين. بزرگترین

ضایعات، وقتی رخ ميدهد که ازظرفيتهای توليدی نباتات وحيوانات استفاده کافی و مناسب

صورت گرفته نميتواند.

١١ . تقليل پو شش جنگلاتی، قطح بيرحمانه جنگلات، عدم موجودیت بدیل معيشتی

برای فاميل هایکه از محصولات جنگلی تأمين معيشت می نمایند و عدم موجودیت بدیل

برای استعمال چوب که بحيث مواد محروقاتی و ساختمانی از آن استفاده ميگردد. همچنان

نادیده گرفتن آبریزه ها، مشکلات مهم فعلی ميباشد، که بالای بقا، استعمال منابع و ارزش

محيط زیست سکتور فرعی جنگلات تأثير دارد.

١٢ . توسعه کشت سريع کوکنار در چندین ولایات کشورکه عامل عمده آن درین آواخر

عدم فراهم آوری خدمات حمایتی زراعتی به دهاقين، نرخ مناسب برای محصولات

زراعتی، عواید ناچيزوکمبود تسهيلات کریدتی ميباشد. کنترول نمودن کشت کوکنار به

یکتعداد تدابير دسته جمعی مانند تدابيراقتصادی، زراعتی، مالی (تسهيلات کریدت)

قانونی، امنيتی و تطبيق قوانين ضرورت دارد. انتخاب بدیل که اکثراً از آن سخن بعمل می

آید و یا وعده پول نقد به دهاقين که کوکنار نکارند غير مؤثر ثابت گردیده است.

١٣ . تبديل نمودن علفچرها به مزارع زراعتی در سالهای آخير باعث نوسانات مهم در

ساحه کشت عرضه و نرخ گندم شده و همچنان باعث چرای بيش از حد و تنظيم ضعيف

علفچرها گردیده که بقا و دوام منابع علفچر را جهت حمایت پایدار صنایع مالداری که

برای انکشاف اقتصادی ، اجتماعی کشور بسيار ضروری است به خطر انداخته است.

١۴ . شکار نا محدود منابع حيات وحش به شمول پرنده ها، ماهی و انواع مختلف پستانداران

تنوع حيات و غنامندی منابع طبيعی را به مخاطره انداخته است.

اقدام به حل مؤثرموضوعات ومسایل فوق ایجاب مينماید تا یک پاليسی/ستراتيژی مناسب

ومؤثربرای تنظيم امورسکتور زراعت و منابع طبيعی و تنظيم مجدد ساختار فعلی تشکيلاتی

در داخل سکتور و ساختار و وظایف مؤسساتی در هر وزارت سکتوری طرح و به اجرا

گذاشته شود.

ديدگاه

ديدگاهی ما يک روش انکشاف اقتصادی واجتماعی همه جانبه است که مولود آن يک سکتور

فعال زراعت بر مبنای استفاده پايدار از منابع طبيعی است تا بتواند در راه ترقی، صلح و عدالت

اجتماعی در افغانستان سهم ارزنده داشته باشد.

استقامت کاری ميان مدت

وزارت زراعت و مالداری همراه با وزارت احيا و انکشاف دهات و وزارت آبياری و منابع آب و

محيط زيست يک پروسه اصلاحات و تعديل ساختاری را به اکمال خواهند رساند که بتواند

زيربنای يک اقتصاد گرداننده روستائی باشد. اين پروسه بر مبنای ازدياد توليد، بهبود حاصلات

زراعتی و استفاده پايدار منابع طبيعی تکيه خواهد داشت.

اهداف عمده سکتور زراعت و منابع طبيعی

در ختم ١٠ سال اکثريت خانواده های روستائی از بهبود معيشت و سطح بهتراقتصادی برخوردار

خواهند شد، مصؤونيت غذايی شان تامين خواهد شد و آنها دررشداقتصاد ملی و تقليل فقراز

طريق انکشاف مؤثرو فعاليت پايدار سکتور های فرعی زراعت و منابع طبيعی همچو زراعت،

آب ، جنگلات وعلفچر ها برمبنای روشهای مناسب محيط زيستی سهم بارزخواهند داشت.

۴. اهداف استراتيژيک

بادر نظر داشت اهداف عمده سکتور زراعت و منابع طبيعی که درچارچوب انکشاف ملی آمده است و آن

عبارت از حفاظت، احيا، سرمایگذاری و استفاده معقول و پایدار از زراعت و منابع طبيعی کشور بخاطر

بهبود سطح زندگی دهاقين بطورعموم ودهاقين ناداربطورخاص ميباشد اهداف دورنمایی ستراتيژی

پيشنهاد شده عبارت انداز:

١. توانمند ساختن دهاقين جهت نشان دادن عکس العمل مساعد و کافی به تقاضای روز افزون

مارکيت های داخلی و بين المللی برای محصولات زراعتی، مالداری و جنگلات ازطریق انتقال

تکنالوژی تحقيقاتی قابل تطبيق، تنظيم دهاقين در سازمانهای فعال دهقانی، تهيه کریدت های

مؤسساتی، عرضه و مارکتنگ عوامل جدید توليد وعصری ساختن سيستم زراعتی.

٢. بهبود سيستم موجوده آبياری و توسعه ساحه تحت آبياری از طریق اعظمی ساختن سطح استفاده

ازمنابع آبهای سطحی و زیرزمينی و بهبود بخشيدن طریقه های فعلی آبياری و سيستم تنظيم آب.

٣. انکشاف يک سيستم فعال و پايدار کريدت مؤسساتی بادر نظر داشت ضرورت روز افزون

دهاقين، تجار و صنعتکاران زراعتی بخاصر کاهش وابستگی شان به کمک های مالی حکومت

جهت پيشبرد فعاليت های انکشاف زراعتی و منابع طبيعی.

۴. احيا، ظرفيت سازی و تشریح وظایف مؤسسات عامه در سکتور زراعت ومنابع طبيعی جهت

ارتقای ظرفيت پلانگذاری، رهبری وانجام وظایف آنها. بهبود و انکشاف سيستم پایدار تهيه

عوامل توليد/مارکتنگ با سهمگيری روبه افزایش سکتور خصوصی.

۵. ارتقای مؤلديت فارم و ايجاد تنوع (محصولات زراعتی و مالداری) و تقليل بخشيدن مصارف

توليد ومارکتنگ عوامل توليد( تخم، کودکيمياوی وغيره) ومحصولات زراعتی (زراعتی و

حيوانی) از طریق استفاده مؤثر از آب، زمين، منابع حيوانی وعوامل توليد.

۶. ايجاد يک سيستم ملی و پايدار مصؤونيت غذايی در حمایت از سياست فعال تنوع سازی

سيستم موجوده زراعتی متکی بر قانون مزیت نسبی و بخاطر مبارزه با (diversification)

تأثيرات ناگوار خشکسالی های وقفوی بالای توليد زراعتی و منابع طبيعی و حفاظت آنها.

٧. طرح و تطبيق يک پلان تنظيم وتقليل بخشيدن ضايعات به شمول ضایعات حيوانی به علت

امراض مهم حيوانی و ضایعات قبل و بعد از رفع حاصلات زراعتی، استفاده اقتصادی و مؤثر

از عوامل توليد مزرعه(آب، تخم و کود کيمياوی).

٨. توسعه پوشش جنگلاتی از طریق بسيج کمپاین ملی جنگل شانی و احيای ساحات تخریب شده

جنگلات، حفاظت منابع طبيعی، احيای مجدد طبيعی جنگلات و ایجاد بدیل مناسب برای چوب

محروقاتی، چوب چارتراش و بدیل معيشتی برای جوامع در اطراف ساحات جنگلی که برای

امرار حيات شان متکی بر منابع جنگل ميباشند.

٩. انکشاف يک سيستم پايدار کنترول کيفيت عوامل توليد، سيستم تصدیق نامه و قرنطين جهت

حمایت توليد، واردات و مارکتنگ عوامل توليد ومحصولات زراعتی. تشویق تشریک مساعی در

بين شرکای کاری در سکتور زراعت و منابع طبيعی و انکشاف فرصت ها و شرایط مساعد

جهت اشتراک فعال سکتور خصوصی در تهيه ومارکتنگ عوامل توليد و محصولات زراعت و

تشویق آنها به سرمایگذاری در فعاليت های بازسازی و انکشافی زراعت و منابع طبيعی.

١٠ . طرح پاليسی ها/ستراتيژی ها برای سکتور های فرعی در حمایت از اهداف پاليسی/ستراتيژی

سکتوری با هدف توجه مستقيم بر ضرورت های مبرم سکتورهای فرعی.

اهداف عمومی:

با در نظر داشت تحليل وضع موجوده و چلنج های که به آن مواجه هستيم اهداف ستراتيژیک سکتور

زراعت و منابع طبيعی عبارت از تقویه پایدار و مستدام معيشت روستایی و تقليل فقراز طریق:

احيای مصؤونيت حقوقی استفاده از زمين درسکتور دهات که قدم اول در جهت استفاده درست از

زمين و رفع نيازمندیهای مردم کم زمين و بی زمين تلقی ميگردد

بهبود وضع اقتصادی خانواده ها و مردم دهات از طریق تشویق انکشاف زراعت و رشد

اقتصادی

کاهش ميزان آسيب پذیری مردم در برابرخطرات احتمالی، از طریق کمکها، تا آنها توان مقابله با

خطرات را پيدا نمایند و در صورت ضرورت ایجاد یک شبکه محافظتی برای آنها، تا درجه

آسيب پذیری آنها به حد نامطلوب نرسد با تاکيد بيشتر برمصؤونيت غذایی در همه اوقات

کاهش محروميت و سوء استفاده افتصادی، اجتماعی وسياسی ازمردم از طریق ایجاد و توسعه

ساختارهای قابل قبول حاکميت مبتنی بر عدم مرکزیت، حسابدهی، شفافيت و اشتراک فعال مردم.

تشویق، ایجاد و انکشاف سازمانهای مستقل دهقانی که این امر بنوبه خود مشوق انکشاف پایدار و

خود کفایی خواهد شد.

انکشاف یک پاليسی متکی به رهبری دولتی و چارچوب تشکيلاتی منسجم جهت حل مؤثر آساسی

موضوعات و مسایل سکتور منابع طبيعی با همکاری همه مشارکين بسطوح ملی، ولایتی و

محلی

طرح و انکشاف پاليسيهای مناسب(سکتوری و سکتور فرعی) برای سکتور زراعت متکی به

استفاده و تنظيم پایدار منابع طبيعی

تعقيب پایدارسياست سالم اقتصاد زراعتی توأم با استفاده مؤثرازمنابع زراعتی و طبيعی با استفاده

از دست آورد های ساینس و تکنالوژی معاصر

۵. مسايل مربوط به پاليسی

چارچوب انکشاف ملی پاليسی های کليدی را برای رشد اقتصادی، بهبود معيشت دهات وتنظيم و استفاده

پایدار منابع طبيعی مشخص و برجسته ميسازد. همچنان پاليسی ها برمبنای مشارکت کاری همه اشتراک

کننده ها، سهمگيری مردم، رشد بر مبنای فعاليت سکتور خصوصی که متضمن مصؤونيت دوامدار غذایی

خواهد بود استوار ميباشد. در چاچوب رهنمود های کلی اقتصادی رشد سکتور خصوصی که در

چارچوب انکشاف ملی به آن اشاره شده، سکتور زراعت و منابع طبيعی بحيث منبع اساسی تأمين معيشت

در کشور به حساب ميآید. ستراتيژی های مشخص طرح خواهد شد تا شرایط برای احيا و رشد تدریجی

اقتصاد ملی مساعد گردیده و از فقر وبيچارگی مردم کاسته شود. همچنان چارچوب انکشاف ملی وظایف

و مسؤوليت های بخش دولتی و خصوصی را بصورت روشن قرار ذیل مشخص نموده است:

نقش حکومت:

حکومت مسئول تامين امنيت، انکشاف منابع بشری وعدالت اجتماعی در جامعه ميباشد

حکومت شرایط و زمينه ها را برای توليد و بازاریابی سکتور خصوصی مساعد ميسازد و تنها

درساحاتيکه سکتور خصوصی آماده فعاليت نباشد ویا درحالاتی که عدالت اجتماعی حکم کند یا

بازار به رکود مواجه شود دخالت ميکند

حکومت امکانات و سياست های مناسب پولی را معرفی ميکند تا از تورم و انفلاسيون جلوگيری

گردد و شرایط منظم حسابات بانکی و بيمه جهت حمایه سرمایگذاری حتی الامکان مهيا گردد.

حکومت تصدیق نامه ها و طرزالعمل ها را برای تنظيم و استفاده آب، زراعت، زمين، جنگلات،

علفچرها و سایرعرصه های زراعت و منابع طبيعی انکشاف و معرفی خواهد کرد.

حکومت بيشتر وظایف طرح پاليسی، استراتيژی ، نظارت و ارزیابی پروسه بازسازی و انکشاف

را به عهده خواهد داشت

در محدوده رهنمود های کلی پاليسی عمومی، پاليسی مشخص برای سکتور زراعت و سکتور

منابع طبيعی بر مبنای همکاری با شرکای ذیدخل و سهمگيری مردم در تنظيم منابع طبيعی، رشد

اقتصادی ورشد سکتور خصوصی وضع خواهد شد.

هرگاه شرایط مستلزم آن باشد تا دولت برای طرح و راه اندازی برنامه ها اقدام کند در تطبيق آن

از سکتور خصوصی ، مؤسسات غير حکومتی و سایر مشارکين که در ساحه عمل فعال اند حد

اکثر استفاده خواهد کرد

حکومت تحت شرایط لازم زمينهای زراعتی بکروبایر دولتی را با استفاده از نورم ها ی معاصر

سانيس و تکنالوژی اصلاح و قابل استفاده ساخته آنها را جهت بهره برداری به دهاقين بی زمين و

کم زمين جهت توليد و سرمایگذاری توزیع خواهد کرد.

نقش سکتور خصوصی:

سکتور خصوصی در قسمت تهيه عوامل توليد و خدمات زراعتی مربوط آن سهم خواهد

گرفت

برای سکتور خصوصی شرایط مساعد خواهد شد تا از املاک دولتی به اساس قانون استفاده

نموده و به سيستم معلوماتی بازار دسترسی داشته باشد

سکتور خصوصی ترغيب و تشویق خواهد شد تا در توليد و بازاریابی محصولات زراعتی و

مالداری فعاليت نماید

برای اینکه اهداف این سکتور برآورده گردد ضرورت به تجدید نظر پاليسی ها و اصلاحات ميباشد.

روی پاليسی های دست داشته غور خواهد شد واین اصلاحات بر مبنای پاليسی چارچوب انکشاف ملی و

براساس یک آجندای اصلاحی همرا با یک پلان کاری در دو سال آینده، صورت ميگيرد. مرور و تجدید

نظر پاليسی و اصلاحات باید شامل مراتب آتی باشد:

طرح پاليسی و استراتيژی ها برای تنظيم و استفاده پایدارمنابع آب

طرح پاليسی ها و استراتيژی ها و انکشاف سيستم منجمنت پایدار بشمول تنظيم سکتور فرعی نباتات،

مالداری، جنگلات و علفچرها توسط مردم

ازنگاه پاليسی زراعتی لازم خواهد بود تا به مسایلی چون تجارتی ساختن زراعت، پاليسی مصؤونيت

غذایی، ایجاد ستراتيژی ها و روش های بهبود بخشيدن خدمات زراعتی به شمول سيستم مارکتنگ

محصولات زراعتی، پاليسی مالی روستایی، تجارت و مسایل مربوط به استفاده از منابع زمين بشمول

شرایط اجاره داری و دهقانی توجه شود.

طرح و توسعه چارچوب ملی برای محيط زیست که مشتمل بر پاليسی ها ، استراتيژی ها،مقرره ها و

ستندرد ها خواهد شد تا دربرگيرنده همه سکتورهاباشد و موضوعات تنظيم امور محيط زیست و منابع

طببعی را طور جامع مورد توجه قرار دهد

طرح استراتيژی ها جهت ایجاد سهولت برای سهمگيری و انکشاف سکتور خصوصی در عرصه

زراعت و منابع طبيعی

انتخاب جهت انکشاف سيستم مؤثر تحقيقات زراعتی، انتقال تکنالوژی و انکشاف جامعه

در تهيه چارچوب پاليسی/ستراتيژی زراعت و منابع طبيعی هماهنگ ساختن پاليسی های سکتورهای

فرعی یک اصل مهم ميباشد. باتوجه به نياز شدید به ایجاد یک چارچوب پاليسی، کوشش خواهد شد تا

پاليسی های متکی بر مسایل مهم وحاد تهيه گردد که طبق ضرورت درآن تجدید نظر شده بتواند. ظرفيت

تشکيلاتی تقویه خواهد شد تا شرایط را برای تطبيق مؤثر مقرره ها مساعد سازد.

دولت اشتراک فعال زنان و پيشرفت آنها را در سکتور زراعت و منابع طببعی متعهد شده است. بمنظور

تحقق اهداف ستراتيژیک برنامه، درک مسایل مربوط به نقش مرد و زن و انطباق فعاليت های پلانی آنها

در زراعت و منابع طبيعی و تطبيق ستراتيژی های مربوط به مرد وزن وپلان عملی جهت اشتراک فعال

آنها در همه پروگرام ها و پروژه ها لازم و ضروری ميباشد. گروه های آسيب پذیر و خانم هایی که تنها

سرپرست خانه ميباشند از جمله اقشارعمده آسيب دیده در دهات اند که باید فعاليت های برنامه های کاری

آنها را هدف قرار دهد. حکومت خاطر نشان ميسازد که مسایل مرد و زن باید درهمه سکتورها و

پروگراها مورد توجه جدی باشد، و اقدامات مؤثر در راه بلند بردن سطح استخدام و استعداد کاری آنها

روی دست گرفته شود.

چون سکتور زراعت و منابع طبيعی یک بخش آساسی منابع محيط زیست بشمار می آید، لازم است تا

یک تعادل بين محافظه محيط زیست واستفاده آن به مقاصد تجارتی برقرارگردد. ایجاب ميکند تا یک

روش منسجم و همه جانبه طی یک چارچوب محيطی ملی طرح و رویدست گرفته شود تا دربرگيرنده

پاليسی ها/ستراتيژی ها مقررات و ستندردها برای تنظيم مسایل منابع طبيعی و محيطی باشد

اقدامات برای جلوگيری ازتوليد مواد مخدره:

جلوگيری از کشت و توليد مواد مخدره مستلزم اتخاذ یک روش همه جانبه است مانند:

در یافت بدیل مناسب تا دهاقين معيشت خودرا از طریق آن تامين و کشت خشخاش را ترک

کنند

رویدست گرفتن اقدامات شدید برای جلوگيری از کشت، توليد، حمل و نقل، فروش و توزیع

مواد مخدر و سایر اشکال آن در داخل وخارج کشور و پيگرد قانونی آن از طریق ارگانهای

ذیصلاح عدلی و امنيتی.

کاهش استفاده از مواد مخدراز طریق وقایه ، معالجه و احياء مجدد و استقرار اجتماعی از

طریق ارگانهای ذیدخل، مخصوصاً مؤسسات ومراکز تربيوی و صحی.

با در نظرداشت وسعت سکتور زراعت و منابع طبيعی مهم است تا همه برنامه های ملی از یک روش

همه جانبه و منسجم برخوردار باشد منجمله:

برنامه خلع سلاح وملکی سازی: باید از روش های مشخص مثل توزیع زمين و فراهم آوری

خدمات تخنيکی استفاده نماید تا زمينه بازگشت نظاميان را به جاهایکه قبل از جنگ درآنجا

مصروف به کار بودند فراهم نماید. همچنان در چوکات این برنامه یکتعداد افراد در قوای کار

وقوای سبز تنظيم خواهند شد.

برنامه کاريابی عاجل: با آنکه این برنامه فرصتهای کاری را بطورعاجل برای مردم دهات و

نظاميان قبلی مهيا ميکند، در درازمدت مفاد بيشتراز استخدام در ساحه توليدات زراعتی بدست

خواهد آمد . بطور خاص انکشاف زیربنای آبياری باعث زیاد شدن زمين های حاصلخيز

خواهد شد و ترميم وتوسعه سرک های فرعی، دهاقين را قادر خواهد ساخت تا به بازارهای

منطقوی و ملی دسترسی حاصل نمایند. این کار زمينه را برای کاریابی طویل المدت و بهبود

درآمد مردم مساعد ميسازد.

برنامه اصلاحات اداری: برنامه اصلاحات اداری ميتواند از طریق ایجاد کار یابی غير دولتی

تسهيل گردد. با یکجا ساختن برنامه اصلاحات اداری همراه با پاليسی های زراعت و منابع

طبيعی خصوصاً رشد و توسعه تصدیهای پروسس محصولات زراعتی و مارکتنگ

محصولات، دولت قادر خواهد بود قابليت جذب مامورین دولت را در سکتور خصوصی بلند

ببرد.

موقف فعلی سکتور خصوصی

روش پيشنهادی برای تشويق و انکشاف سکتور خصوصی

اقتصاد افغانستان در دوره انتقالی و گذار قرار دارد. کشور تدریجاً در حال حرکت از حالت اظطرار

بطرف مرحله بازسازی و انکشاف ميباشد. فعاليت و دخالت سکتور خصوصی در جریان مراحل مقدماتی

بازسازی محدود بوده است. در حاليکه دهاقين خود گروپ های بزرگ سکتور خصوصی تلقی ميگردند

ولی عامل عمده بالقوه برای انکشاف سکتور خصوصی که رشد وتوسعه اقتصادی را سبب شود مربوط

به تهيه عوامل توليد و پروسس محصولات در زنجيره ارزشی ميباشد. نگرانی امنيتی، عدم موجودیت

بانک ها و دسترسی به قرضه همراه با عدم موجودیت مقرره های لازم، فعاليت سکتورخصوصی را

مشکل ساخته است.

چون به وضع مقرره ها برای تشویق و انسجام فعاليت سکتور خصوصی ضرورت احساس ميگردد پس

لازم خواهدبود تا وزارتهای سکتوری بخاطر جلب سکتور خصوصی و سهم فعال آن سرمایه گذاری کند

و اصلاحات تشکيلاتی را روی دست گيرد.

با توجه به اهداف درازمدت برای سکتور خصوصی ، لازم است دولت در جریان پرداختن به نيازمندی

های واقعی و عاجل دهاقين ، تسهيلات را برای سهمگيری سکتور خصوصی نيز فراهم سازد. در جریان

مدتی که تشویق وانکشاف سکتور خصوصی زیر دست ميباشد، دهاقين باید به عوامل اساسی توليد و

خدمات دسترسی داشته باشند. حکومت طبق پاليسی کلی خویش ميتواند در حالات بحران و رکود بازار

دخالت کند. لازم است تا حکومت حد اقل دخالت را حين بروز مشکلات در بازار اعمال کند و این

موضوع را جداً در نظر داشته باشد. چندین راه وجوددارد که حکومت ميتواند اقدامات عاجل را در همچو

موارد رویدست گيرد.

باتوجه به پاليسی سکتور خصوصی بهترین نمونه دخالت دولت عبارت از مواردی ميباشد که منحصر به

ترغيب سکتور خصوصی باشد. اینکار در ایجاد وتوسعه بازار ها ممد واقع ميشود و فعاليت هایی را که

برای جوابگوئیی تقاضا صورت ميگيرد تقویه ميکند و همچنان فشار بر بنيه مالی دولت را به حد اقل

کاهش ميدهد. هرگاه وادار ساختن و ترغيب سکتور خصوصی کافی نباشد دولت ميتواند مستقيماً داخل

اقدام شود. درچنين موارد لازم است تا دولت اقدامات خودرا با ماهيت تجارتی و از طریق ایجاد ساختار

های تجارتی ادامه دهد که با نورمال شدن فعاليت بازار ميتواند آن مراکز تجارتی دوباره به سکتور

خصوصی واگذار شود.

۶. اقدامات عمده ستراتيژيکی

با توجه به مجموعه پاليسی های متذکره فوق، جهت دستيابی به اهداف آن پاليسی ها در سکتور زراعت و

منابع طبيعی به طرح یک مجموعه از استراتيژی ها ضرورت ميباشد، لازم به تذکرنيست که مشکلات

افغانستان نميتواند در یک فرصت کوتاه حل شود بناء فرصت کافی و حوصله ضرور است تا تغييرات

متداوم پدید آید. اگر قرار باشد که اصلاحات و تغييرات موفقانه صورت گيرد باید عجله نشود چرا که

این کار هم به مردم و هم برای حکومت زیانبار خواهد بود. بنا بر آن اگر حکومت توقع دارد که ریفورم

های اقتصادی و تشکيلاتی آن مؤفق گردد باید بهترین راه حل پرابلم ها و منابع مالی برای تحقق ریفورم

های خود فراهم نماید. بنا برآن اقدامات ستراتيژیکی باید براه بافتد تا اهداف پاليسی ها مرحله به مرحله

تحقق یابد.

با توجه به وسعت مشکلات که افغانستان به آن مواجه است، لازم است تا ترتيبات پروسه تطبيق پروگرام

ها انعطاف پذیر باشد. حکومت روش های پروژه یی را به شکل پروژه های نمونوی روی دست خواهد

گرفت، طوریکه اقدامات به مقياس کوچک به شکل پروژه های نمونوی زمينه آموزش و تجربه را فراهم

ساخته و درصورت مؤفقيت زمينه تطبيق این تجارب درسرتاسرکشور فراهم خواهد شد. درصورت

مؤفقيت حکومت قادر خواهد شد تا یک روش مختلط وسيستماتيک تطبيق پروژه ها را در سطح جامعه

روی دست بگيرد مثلاً سرمایگذاری روی تأسيسات زیربنایی، انتقال تکنالوژی و تمویل همزمان دریک

جامعه نتيجه بهتر به بار خواهد آورد نسبت به اینکه به حل پرابلم یک جامعه اقدامات جداگانه صورت

بگيرد.

تغييرات مستلزم وقت، حوصله و ایجاد ميکانيزم است تا هم در نهادهای دولت و هم در بين توده های

زارعين منتج به موفقيت شود.

نکات ذیل برخی از فعاليت هایی را که سکتور زراعت و منابع طبيعی طی ١٠ سال آینده رویدست خواهد

گرفت مشخص ميسازد:

١٫۶ اصلاحات تشکيلاتی

چنانچه در چارچوب انکشاف ملی بيان شده است نقش دولت از مرجع تطبيق کننده به مرجع تسهيل کننده

تغيير ميابد. هدف حکومت آن است که با استفاده ازجلب کمک و حمایت وزارت های سکتوری در بلند

بردن ظرفيت های کاری کارمندان آنها جهت انجام وظایف عمده وآساسی شان مانند: فعاليتهای تنظيمی،

پاليسی سازی، نظارت، ارزیابی، تهيه عوامل توليد و خدمات و تشویق سایر مؤسسات برا ی اشتراک

وهمکاری ها به وجه احسن استفاده کند. اهداف طویل المدت اصلاحات تشکيلاتی عبارت از عدم مرکزیت

و محول ساختن مسؤوليت ها به مؤسسات عامه و یاخصوصی که به وجه احسن از عهده آن برآمده

بتوانند، ميباشد. مسایل مهم که در ساحه مسؤوليت تمام وزارتهای سکتوری قرار ميگيرد از طریق ایجاد

یک کمسيون بين الوزارتی برای منابع طبيعی بطور درست و عملی حل و فصل ميگردد. یک روش همه

جانبه و منسجم لازم خواهد بود تا سکتور زراعت و منابع طبيعی را با سایر اقدامات و فعاليت های عمده

ملی ارتباط دهد. نورم های قابل قبول اجتماعی و مقرره ها توسعه داده خواهد شد تا بين نيروهای بازار و

مسئوليت های اجتماعی تعادل ایجاد گردد و حد اکثر منفعت پایدار برای همه مردم تضمين شود.

برای اینکه سکتور زراعت بتواند از برنامه ها و فعاليت های موجود (که عمده تاً از طریق موسسات ملل

متحد و مؤسسات غيرحکومتی) حد اکثر بهره برداری نماید، ایجاد یک هماهنگی ساده و موثر خيلی

ضروری است. وزارت زراعت ومالداری انسجام را درسه سطح ولی باهم مرتبط در نظر دارد:

١. در سطح ملی ، ایجاد هماهنگی با همکاران پروسه انکشافی و موسسات تطبيق کننده که بتوانند

درموضوعات طرح سياست ها، فعاليتهای استراتيژیک و اصلاحات تشکيلاتی سهيم باشند. اینکار زمينه

را مساعد ميسازد تا مراجع کمک کننده و موسسات تطبيق کننده بتوانند در طرح پاليسی ها و استراتِيژی

های ملی نظرات و پيشنهادات شانرا ارائه دهند. همچنان یک کمسيون بين الوزارتی تنظيم و ادارهء منابع

طبيعی کيفيت پاليسی و روند انکشافی را بهبود بخشيده و روش منسجم را برای پروسه احيا و انکشاف

تعقيب خواهد کرد.

٢. در سطح وزارت ها، با شرکای انکشافی در قسمت طرح پروژه های مشترک و بدست آوردن منابع

مالی و همچنان ارتقای ظرفيت ها، هماهنگی و انسجام ایجاد خواهد شد. اینکار از تکرار فعاليت ها و

اقداماتی که به منظور ارتقای ظرفيت کاری از طرف جوانب مختلف صورت ميگيرد جلوگيری ميکند و

از صرفه جویی امکانات مالی و نيروی بشری برای طرح پروگرام های جداگانه استفاده ميشود. با

وجوداین لازم خواهد بود که هماهنگی های ساحوی نيز تامين گردد تا به موضوعات مشخص و مشکلات

عام مناطق پرداخته شود مثل موضوعات تحقيقاتی و ایجاد مراکز انتقال تکنالوژی و فارم های ترویج و

تکثير.

٣. در سطح ولايات، وزارتهای سکتوری خواهان تامين هماهنگی سکتور زراعت ومنابع طبيعی در سطح

ولایات ميباشد. با کمک واليان و ایجاد یک سکرتری کوچک، پلانهای انکشافی ولایات در همکاری با

تمام جوانب ذیدخل (موسسات ملل متحد، مؤسسات غير حکومتی و نماینده های وزارت های ذیربط)

هماهنگ خواهد شد. با وجوداین پر وسه پلانگذاری درولسوالی ها و در صورت امکان قریه جات شروع

خواهد شد و تضمين خواهد کرد تا معلومات جمع آوری شده برای طرح پلانهای کاری موثر و واقع بينانه

باشد. نماینده های موسسات ملل متحد، مؤسسات غير حکومتی و مردم محل در سطح ولسوالی ها در

پروسه پلانگذاری و تصميم گيری سهم خواهند گرفت.

اولين قدم بطرف هماهنگی بهتر مستلزم اصلاحات در گروپ مشورتی منابع طبيعی است. بهبود یک

لایحه وظایف این گروپ موارد آتی را در برخواهد گرفت:

ایجاد یک سکرتریت با کفایت برای تنظيم منابع طبيعی برای این سکتور

تفکيک تحليلی و عملی تنظيم منابع طبيعی منحيث وسيله برای استفاده ومحافظه آن

تشخيص مسایل عمده مربوط به سکتور زراعت و حفاظه محيط زیست در افغانستان

متنوع ساختن گروپ های کاری تخنيکی

همکاری با گروپ های مشورتی ذیربط مثل گروپ مشورتی تامين معيشت و گروپ مشورتی

تغذیه برای غنامندی بيشتر فعاليت ها

٢٫۶ مساعد ساختن زمينه برای رشد

رشد و توسعه ميتواند از ارتباط مستقيم بازارها با توليدات حاصل شود. یک سلسله اقدامات لازم است تا

دهاقين به تکنالوژی،خدمات مالی، واسطه ها و پروسس کننده های زراعتی دسترسی پيداکنند. مفيدیت این

روابط زیاد تر مربوط به توانایی مشارکين مورد نظر است که تا چه اندازه بهره مالی توليد ميکنند. به

این اساس مشارکين در تمام طول پروسه ارزش به ظرفيت های تخنيکی و مالی بهتر ضرورت خواهند

داشت.

حکومت زمينه رقابت قوی توليدات داخلی و سهم آنها را درمارکيت های داخلی و خارجی از طریق ایجاد

نهاد های قوی مارکتنگ، واسط ها، صنایع زراعتی و ایجاد ميکانيزم مؤثر نظارتی و ارزیابی مساعد

ميسازد.

سازمانهای دهاقين و مولدین ميتوانند بشکل گروپ ها ، اتحادیه ها و کوپراتيف ها در همکاری با واحد

های ترویجی نقش حياتی را در پلانگذاری و تنظيم فعاليت های زراعتی و تشبثات معاملات زراعتی

بازی نمایند. انتقال تکنالوژی، ميکانيزم موثر برای تهيه قرضه و بازاریابی برای عوامل توليد زراعتی

وتوليد محصولات، پروسه رشد وتوسعه را بيشتر تقویه خواهد کرد. از آنجائيکه سازمانها براساس

نيازمندی های اعضای شان شکل گرفته و مستقلانه در جمله نيروهای بازار عمل ميکنند بناً تشکيل و

توسعه آنها خود رشد و توسعه سکتور خصوصی را تشویق و ترویج خواهد کرد.

بادرنظر داشت سياست های جامعترتجارتی، دولت کوشش خواهد کرد تا سرمایه گذاری زیادتر را در این

سکتور جلب وجذب کند. اینکار نياز به یکسلسله اقدامات مالی خواهد داشت که شامل تعدیل و اصلاح فيس

ها وماليات ميباشد. با وجود آن انگيزه های مالی برای سرمایه گذاری بایدطوری باشد که توازن وتداوم

سرمایه گذاری را تضمين کند و از ایجاد امتيازات خاص برای سرمایه گذاری های جدید جلوگيری نماید.

در قدم اول تسهيل این پروسه مستلزم مطالعه و ارزیابی چارچوب انتظامی و محدودیت های اساسی برای

انکشاف سکتور خصوصی خواهد بود. به منظورمساعد ساختن زمينه رشد بهتر این سکتور، طرح یک

استراتيژی دیگر نيز ضرور است تا مؤسسات غير حکومتی انتفاعی را به شرکت های سکتور خصوصی

تبدیل کند و تصدی های دولتی را برای واگذاری شان به سکتور خصوصی آماده سازد.

یکی از عناصر اساسی برای جلب سرمایه گذاری خصوصی در تمام سکتور ها و منجمله سکتور زراعت

و مارکتنگ محصولات زراعتی، عبارت از موجودیت یک چارچوب حقوقی/ قانونی صریح که درآن

حقوق و مصؤونيت حقوقی املاک منجمله حق مالکيت برزمين و حق استفاده از منابع طبيعی تسجيل شده

باشد، است. موجودیت یک دیوان قضایی برای حل منازعات حقوقی نيزلازم است.

معرفی و بکارگيری تکنالوژی جدید، مؤلدیت و سطح توليد را افزایش خواهد داد و کيفيت آنرا برای

رقابت بالا خواهد برد و بازارهای جدید را برای توليدات باز خواهد کرد.

دولت توجه خودرا روی استخدام حداکثر مردم دهات از طریق کار تشدیدی توليدی از قبيل توليد نباتات

طبی، گل ها، ميوه جات و سبزیجات تمرکز خواهد داد. شناسائی بازار های مناسب برای گل ها، مصالحه

جات، گياهان طبی و ميوه جات خشک و مغزیات که سبب عواید اضافی ميگردد خيلی حياتی و مهم

ميباشد.

مانند ذخيره، پروسس و بازاریابی فرصتهای کاریابی (vertical) رشد و توسعه توليدات با روش عمودی

را بيرون مزرعه مساعد ميسازد. صنایع توليدات زراعتی چون باعث درآمد و ایجاد فرصت های شغلی

بيشتر ميشود از اهميت زیاد برخوردار است. رشد دهات و استخدام مردم از طریق تصدی های خورد و

متوسط سکتور خصوصی تسهيل خواهد شد( بخصوص صنایع محلی) .

بر ای اینکه فعاليت آنها تضمين گردد دسترسی به قرضه های مناسب روستائی از جمله مسائل ارزنده

بشمار ميرود. درشرایط فعلی دولت باید تصدیها و شرکتهای زراعتی را فعال و آماده سرمایگذاری و

سهمگيری در سکتور خصوصی بسازد.

تشویق و ترغيب و انکشاف زیربنا های مارکيتی و پروسس صنعتی توليدات زراعتی درایجاد کاریابی، ازدیاد

درآمد مردم و به حيث محرک رشد اقتصادی دهات رول مهم دارد.

یکی از محدودیت های عمده برای سکتور خصوصی و دهاقين مساله زمين است . مساله دسترسی

ومصؤونيت استفاده از زمين، تنظيم علفچر ها مستلزم ایجاد یک کمسيون بين الوزارتی ميباشد زیرا این

منابع استفاده کنندگان متنوع دارد. همچنان لازم است تا کمسيون متذکره چارچوب قوانين ومقررات جاری

استفاده ازمنابع را بررسی نموده، کوشش نماید تا توازن بين مقررات معمول ورایج و قوانين رسمی

برقرار گردد تا مورد حمایت کامل قرارگيرد.

٣٫۶ تنظيم واستفاده از منابع طبيعی

اداره و تنظيم آب و آبياری

آب برای انکشاف سکتور منابع طبيعی بسيار مهم است تمام کارهای بازسازی مربوط به آبياری و فعاليت

های مربوط به زراعت، جنگلات و علفچرها که حکومت برای تنظيم منابع آب مدنظر گرفته است

روی دست (River basin management approach) درچارچوب روش اداره و تنظيم حوزه دریایی

گرفته خواهد شد. علاوتاً فعاليتهای آبياری در سيستمهای سنتی حق مالکيت وتنظيم آب را بوسيله مردم

تسهيل و تقویه ميکند. حکومت قبلا ضرورت واگذاری تنظيم امورآبياری پروژه های کلان را به سکتور

خصوصی مشخص ساخته است که وزارتهای زیربط موضوعات نظارت وتفتيش کيفيت و امور تنظيم

آنرا به عهده خواهد گرفت.

علاوتا لازم است تا رابطه نزدیک بين ترویج زراعتی و آبياری برقرارگردد، تا زمينه را برای ایجاد و

توسعه سيستم های مؤثر آبياری مساعد سازد. ساختار های سنتی تنظيم آب توسط مردم باید تقویه شود و

ایجاد اتحادیه های مستفدین آب برای پروژه های بزرگ و مدرن آبياری باعث تنظيم و انسجام بهترآب و

کاهش مسؤوليت های دولت خواهد شد. همچنان اقدامات طویل المدت جهت احيای آبهای زیر زمينی از

برای چاه ها ، ایجاد (Cadastre) طریق احيای جنگلات، جلوگيری از حفر چاه های عميق و ایجاد کادستر

حوزه های آبی، ذخيره آب و اصلاح بندها، تانک ها وتسهيلات ذخيره وغيره صورت خواهد گرفت.

تنظيم واستفاده مناسب از زمين:

برای انکشاف سکتور زراعت و رفع نيازمندی های مردم کم بضاعت وکم زمين دهات که تامين معيشت

آنها وابسته به توليدات زراعتی است توزیع زمين و دسترسی به آن خيلی حياتی است. با درنظرداشت قلت

آب همچنان مهم است تا از ز مينهای دست داشته جهت افزایش توليدات زراعتی حد اعظمی استفاده گردد.

یکی از ایجابات اساسی تعين مالکيت زمينها، سيستم ثبت املاک است تا بتواند اسناد و ارقام مربوط به

مالکيت زمين را به شکل مناسب درج دفتر املاک نماید. همچنان لازم است تا یک روش یکپارچه مشتمل

بر چگونگی استفاده از زمين و نقشه کشی آن طرح گردد. لازم است، تثبيت مالکيت زمينها با یک روش

سيستماتيک صورت گيرد نه اینکه برمسایل تکنالوژی توجه شود. همچو یک سيستم باید به حل مسایل

مربوط به مصؤونيت حق استفاده از زمين (اجاره داری) توجه کند نه اینکه یک مجموعه دیگر ارقام

مربوط به زمين را ایجاد کند . بصورت مشخص لازم است قوانين موجوده عنعنوی استفاده از زمين در

وقت تشخيص محدودیت دسترسی به زمين و سرمایه انسانی مدنظر گرفته شود.

علفچر های پايدار

موضوع عمده در قسمت علفچر ها به حيث یک منبع توليدی عبارت از بکارگيری روش های مناسب

تنظيم علفچر وتهيه مواد خوراکه برای مواشی است. تهيه علوفه شامل موضوعات مربوط به

چراگاه(علفچر و بته ها)، بقایای نباتات وعلوفه ميباشد.

برای تقویت کمسيون بين الوزارتی ميتوان علفچر ها و چراگاه هارا به حوزه های زراعت طبيعی دسته

بندی و نقشه کشی نمود. برعلاوه کشت علف های چندین ساله مانند رشقه به شکل امتحانی در مناطق

انتخاب شده امکانات اضافی توليد را فراهم ساخته ميتواند.

با توجه به پيچيده گی مسایل وعلاقه جوانب ذیدخل یک استراتيژی جامع طرح خواهد شد. در پروسه

طرح استراتيژی، استفاده کننده گان فعالانه دخيل خواهند بود و سهم گيری همه جوانب ذیدخل وایجاد یک

دستورالعمل کاری مناسب و اصلاح شده تضمين خواهد شد.

جنگلداری و احيای مجدد جنگلات

احيای مجدد جنگلات از نظر محيطی و اقتصادی حایز اهميت فراوان است. یعنی اینکه از یکطرف اقليم

را گوارا ساخته رژیم آبهای زیرزمينی و روزمينی را تنظيم نموده از فرسایش و لغزش زمين جلوگيری

مينماید. و در جهت دیگر با عرضه محصولات متنوع مانند چوب سوخت و چارتراش، علوفه، ميوه

وغيره به تأمين معيشت مردم و اقتصاد ملی کمک مينماید. دولت با ارایه طرزالعمل های مناسب تعادل

وتوازن را بين جنبه های محافظوی واقتصادی جنگل برقرار خواهد کرد. تشویق و ترغيب تشکيلات محل

متکی به مسشارکت مردم وسيله خوبی برای حفاظت جنگلات پنداشته ميشود، درین صورت احساس

مالکيت بر محصولات جنگل تبارز یافته علاوه بر حفاظت جنگلات در مورد احياء و گسترش آنها نيز

ممد واقع ميشود.

تمام استراتيژی ها روی ارتقای ظرفيت توليدی و مؤثریت زراعت، مالداری و جنگلات در چوکات

فعاليت سکتور خصوصی تأکيد می ورزد. بنابرآن روش های مناسب ستراتيژیکی باید تدابيری را

مشخص ساخته و بکار گيرد تا توازن مطلوب بين مؤثریت توليد محصولات زراعتی وحفاظت، مراقبت و

گسترش منابع طبيعی برقرارگردد. این اصل ميتواند به طریقه ها و درجه های مختلف در تمامی موارد

استفاده اززمين- زراعت آبی، للمی، جنگلات/علفچرها مورد تطبيق قرار گيرد. ممکن است دردرازمدت

مصارف حفظ و مراقبت منابع آساسی بدوش تصدی های زراعتی سکتور خصوصی که ازین منابع

استفاده ميکنند محول گردد. بطور مثال در یک پروژه آبياری دهاقين مکلف خواهند بودکه حفظ ومراقبت

سربند را که متضمن آب کافی برای استفاده کننده های پروژه ميباشد، بپردازند اما درکوتاه مدت سکتور

خصوصی خاصتاً دهاقين کم زمين در موقعيتی قرار ندارند که بتوانند مصارف حفظ و مراقبت همچو

پروژه ها را بپردازند. بنابر آن درکوتاه مدت وزارت زراعت مصارف عرضه همچو خدمات را به عهده

خواهد گرفت.

۴٫۶ موثريت توليد

تربيه حيوانات

تربيه حيوانات در سکتور زراعت افغانستان نقش مهم را بازی ميکند. حيوانات منابع عمده غذایی، مثل

گوشت، لبنيات و کار در زمين محسوب ميشوند. دولت منحيث یک مرجع تسهيل کننده، نظارت کننده و

انسجام دهنده زمينه فعاليت سکتور خصوصی را در قسمت نسل گيری و تکثير نسل های اصلاح شده

حيوانات، تجارت محصولات حيوانی، انکشاف مرغداری، پيله وری و زنبورداری مساعد ميسازد.

یک استراتيژی برای این سکتور فرعی طرح خواهد شد که در برگيرنده ارزیابی ميزان توليدات داخلی و

تورید محصولات مالداری از خارج باشد تا دولت بتواند سياست مناسب انکشافی و تجارتی را وضع و

رویدست گيرد.

برخی از عرصه های عمده موجود است که عرضه خدمات در آن عرصه ها از طریق سکتور خصوصی

به دهاقين ومالداران صورت گرفته ميتواند مانند اصلاح نسلهای وطنی حيوانات از طریق القاح مصنوعی

، خدمات وترنری و لابراتواری وصنایع پروسس محصولات حيوانی مانند گوشت، لبنيات، پشم و پوست.

مسایل مربوط به القاح مصنوعی وخدمات وترنری ولابراتواری باید جداً از طرف ارگانهای دولتی

نظارت و کنترول شده و از کيفيت این نوع خدمات بررسی کامل صورت بگيرد. دولت مصمم است

صنایع پروسس توليدات مالداری را در سکتور خصوصی حمایه و تقویه نماید.

لازم است پرورش ماهی، مرغ پروری و سایر امکانات منحيث طرق بهبود شرایط تغذیه و افزایش درآمد

دهاقين مورد ارزیابی قرار گيرد.

وترنری و صحت حيوانات:

خدمات وترنری برای صحت حيوانات از جمله خدمات اساسی برای مالداران مقيم و کوچی ميباشد.

جلوگيری از مرگ و مير حيوانات(در اثر مریضی های مختلف) در سراسر کشور از جمله نياز های

عاجل بشمار ميرود، درحاليکه برنامه های دراز مدت باید روی دست گرفته شود تا از ضایعات زیاد در

آینده جلو گيری شود. این مسله نياز به یک سلسله تدابيرحفاظتی دارد که بتواند از تأثيرات سوء خشکسالی

ها، امراض فراگير و دیگر آفات در آینده کاسته و متضمن مصؤونيت شبکهء مالداری باشد.

احيای مجدد باغداری

باغداری منحيث یک سکتور فرعی حایز اهميت بوده و برای تامين غذا و عواید مردم نقش حياتی داشته

است. باغداری در افغانستان به علت اختلافات دوامدارداخلی و خشکسالی های چهارسال اخير شدیداً

صدمه دیده است. رشد و توسعه باغداری در برگيرنده توليد و بسته بندی ميوه جات، مغزیات، سبزیجات و

مصالحه جات ميباشد. بکارگيری تکنولوژی مناسب توليد و تسهيلات برای ذخيره، پروسس و بسته بندی،

کيفيت محصولات و درآمد باغداران را افزایش خواهد داد. لازم است روی تنوع توليد و خصوصاً با

تمرکزروی مساله کيفيت محصولات خاص، مارک گذاری، بازاریابی، ترویج و انکشاف سازمانها و

نهادهای توليدی توجه صورت گيرد.

ايجاد فارم های توليدی به مقياس کوچک

ایجاد فارم های کوچک توليدی خاصتاً زنبور داری، پرورش ماهی، پيله وری، تربيه مرغ ، و صنایع

خانگی در سطح قراء و قصبات زمينه کار بيشتر را فراهم خواهد کرد و درآمد اضافی را برای مردم

دهات در پی خواهد داشت. علاوه تاً تهيه قرضه های کوچک، دهاقين و متشبثين خصوصی را قادر

خواهد ساخت تا به امکانات مالی دسترسی پيدا نموده و فعاليت های متنوع را روی دست بگيرند.

جلوگيری ازکشت خشخاش:

ت 􀑧 رای کش 􀑧 ه را ب 􀑧 تان زمين 􀑧 ی در افغانس 􀑧 ع زراعت 􀑧 ود وض 􀑧 ه بهب 􀑧 ه ب 􀑧 جنگ های دوامدار و عدم مساعدت و توج

اقين در 􀑧 ه ده 􀑧 ود ک 􀑧 ث ميش 􀑧 خاش باع 􀑧 ت خش 􀑧 خشخاش و توليد غير قانونی مواد مخدر مساعد ساخته است . کش

ت 􀑧 ن اس 􀑧 خاش ای 􀑧 ت خاش 􀑧 شرایط نامطمن، عاید بلند و دوامدار بدست ب يآورند. یکی از دلایل عمده تو سعه کش

د 􀑧 اک ميتوانن 􀑧 ت تری 􀑧 که دهاقين به قرضه های رسمی عوامل توليد و خدمات تخنيکی دسترسی ندارند و باکش

د 􀑧 ی واح 􀑧 د از ف 􀑧 د بلن 􀑧 ت آوردن عوای 􀑧 در شرایط دشوار بطور پيشکی قرض ه بدست بيآورند . دليل دیگر آن بدس

زمين زراعتی به مقایسه سایر محصولات ميباشد.

اداره مرکزی مبارزه عليه مواد مخدر در استراتيژی خود خواستار یک روش و اقدام منسجم بخاطر امحا

و ریشه کن کردن خشخاش و مخدرات شده است. در استراتيژی آن آمده است: " با توجه به جنبه

اجتماعی-اقتصادی خشخاش، ريشه کن کردن آن تنها از طريق تامين شرايط خوب معيشت برای دهاقين

نادار و کارگران زراعتی امکان پذير ميباشد..." طبق این روش لازم است برای مردم زراعت پيشه

معيشت خوب تامين گردد. این بدان معناست که استراتيژی های آینده باید زمينه را جهت رفع نيازهای

مردم بی زمين (که خشخاش منبع کاریابی و درآمد شان ميباشد) و زمينداران (خاصتاً دهاقين کم زمين) که

با کشت خشخاش به سرحد خود کفائی ميرسند، مساعد سازد.

طرح یک استراتيژی جامع برای پرداختن به مساله کشت خشخاش مستلزم اتخاذ یک روش یکپارچه است

که در آن تمام جوانب ذیذخل در قضيه و فعاليت های مربوطه منسجم و یکپارچه شود تا اینکه مخدرات

بطور موثرتر کنترول شود و خصوصاً کشت خشخاش کاهش یابد. کمسيون پيشنهادی بين الوزارتی برای

سکتور زراعت ومنابع طبيعی، باید یک سياست عملی را وضع کند که هم به مسایل عمده کشت خشخاش

و هم به موضوعات مربوط آن بپردازد.

۵٫۶ خدمات تقويتی برای دهاقين

تمويل روستايی وقرضه های کوچک

برای اینکه دهاقين بتوانند از کود کيمياوی، تخم های اصلاح شده، مواد ضد آفات نباتی وحيوانی و ابزار

ميکانيزه زراعتی استفاده کنند و سيستم آبياری شان بهترگردد لازم است بطور عاجل برای شان امکانات

مالی (قرضه و کریدت) تامين گردد. به همين ترتيب لازم است قرضه ها برای تاجران افغانی که هم

اکنون عوامل توليد را تورید ميکنند تهيه گردد تا بتوانند فعاليت های شانرا گسترش دهند. تهيه قرضه به

دهاقين باعث ميشود تا آنها برای سرمایگذاری و توسعه فعاليت هایشان کمتر به دولت و قرضه دهنده گان

محلی (که درحال حاضر از شرایط ناگوار دهاقين سوء استفاده ميکنند) وابسته باشند. در طرح پروگرام

قرضه باید ضرورت عصری ساختن زراعت و سرمایگذاری در پروسس محصولات زراعتی نيز مدنظر

گرفته شود. با تطبيق یک پروگرام جامع قرضه و کریدت اتکای دهاقين به تاجران و سودخوران وکمک

های مالی دولت کمتر ميگردد.

تحقيقات و انتقال تنکنالوژی

تحقيق و انتقال تکنالوژی برای انکشاف وبهبود مداوم سکتور زراعت خيلی مهم و حياتی است. ازین

لحاظ، لازم است ساختار تشکيلاتی و فعاليتهای تخنيکی وسازمانی مربوطه آن مورد یک تجدید نظر قرار

بگيرد تا تنایج و ارزش بهتر برای استفاده کننده گان نهائی و حکومت به ارمغان بياورد.

مهارت وظرفيت برای تحقيق و انتقال تکنالوژی در افغانستان محدود است. بنابرآن ضروراست تا مجدداً

روابط و تماسها با مراکز بين المللی و منطقوی تحقيقات زراعتی در اسرع وقت تأمين گردد. برای اینکه

حداعظم بهره برداری ازین تماس ها صورت بگيرد، لازم است نحوه تأمين روابط یکجا با ساختار

تشکيلاتی تحقيقات و انتقال تکنالوژی تغير یابد. همچنان برای ایجاد یک انستيتيوت مرکزی که فعاليت

های تحقيقاتی و انتقال تکنالوژی را در محراق توجه قرار دهد نيازمبرم احساس ميشود.

آنچه در درازمدت برای موفقيت چنين یک انستيتيوت مهم تلقی ميشود اینست که انستيتيوت تا چه حد

ميتواند فعاليتهای تحقيقاتی خودرا با ضروریات سکتور خصوصی ودهاقين ارتباط دهد. تامين ارتباط بين

تحقيقات وضروریات دهاقين وسکتور خصوصی باعث آن ميشود که سکتور خصوصی برای سرمایه

گذاری بيشتر اطمينان و اعتماد داشته باشد. برای اینکه تحقيقات از موثریت لازم برخوردار باشد بهتر

است فعاليتهای تحقيقاتی تا حد امکان روی زمين دهاقين انجام گيرد و دهاقين در فعاليت های تحقيقاتی

سهم فعال داشته باشند.

واحدهای ترویج و خدمات ترویجی در انتقال و قبول تکنالوژی جدید نقش عمده دارند بنابرآن تقویه یک

سيستم ترویج زراعتی با کفایت ومؤثر که بتواند جوابگوی نيازمندی های فعلی زراعت درحال رشد

واهداف مهم پاليسسی/ستراتيژی سکتور زراعت و منابع طبيعی باشد مهم و حياتی ميباشد.

٧. پاليسی ها و استراتيژی های سکتور های فرعی

سند هذا یک چارچوب کلی پاليسی/ستراتيژی را برای سکتور زراعت و منابع طببعی طرح و ارائه ميکند

و به هيچ وجه جنبه انحصاری ندارد. به این ترتيب یکسلسله پاليسی ها و استراتيژیهای دیگری نيزلازم

خواهد بود تا بخشهای مختلف این سکتور را مورد توجه قرار دهد. پاليسی ها و استراتيژی های مورد

نظر مستلزم ارزیابی و مطالعه دقيق تخنيکی و تحليلی شرایط ميباشد که طی ۶ ماه آینده ترتيب خواهد

شد که در آن متخصصين با تجربه مسلکی شامل خواهندبود.

یک سکتور زراعت حساس در مقابل تقاضای مارکيت ضرورت به انکشاف سریع صنایع پروسس

محصولات زراعتی، مارکتنگ و قوانين مناسب ضرورت دارد، تا زمينه را برای سرمایگذاری سکتور

خصوصی مساعد سازد. درین رابطه اتخاذ تدابير و فعاليتهای زیر لازم است:

اعمار مجدد شبکه سرک و حفظ ومراقبت آنها 􀂃

تدابير مناسب جهت تقليل تکس واردات که برتجارت اثر ميگذارد 􀂃

ستندردهای کيفيت 􀂃

تنظيم مجدد تجارت رسمی و ازبين بردن طرزالعمل های غير ضروری بيروکراتيک که جریان تجارت را به کندی مواجه ميسازد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/27ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط محمد فواد عظيمی  | 

ترويج درافغانستان مشكلات ورا هاي حل ان

مقدمه:
افغانستان کشوريست محاط به خشکه و همچنان داراي يک مجمع اجتماعي سنتي و در طول تاريخ يک کشور بوده که معبر و گذرگاه تمدن هاي مختلف جهاني بوده است. اين کشوردر ضمن اينکه داراي يک پيشينه پرآشوب تاريخي بوده و سعي جهانگشايان بر اين بوده است که از اين معبر پر جنجال عبور و خود را به آبهاي گرم هند برسانند ، در ضمن اين احوال تمدن هاي مختلف در افغانستان پرورش يافته است که مي توان نمونه آن را عهد تيموريان، هرات باستان وغزنويان غزنين زمين نام برد.
          افغانستان در ضمن اينکه يک کشور داراي جامعه سنت گرا مي باشد و به مشکل مي توان تکنالوژي هاي جديدي را به خصوص در عرصه زراعت در اين خطه پياده کرد ، پس رول ترويج و کارکنان ترويج زراعتي اشد ضرورت بوده و برکارکنان اين رشته مي باشد که بايد با تحمل مشکلات و رنج هاي فراوان تکنالوژي هاي معاصر زراعتي ، از جمله ميکانيزه سازي زراعت ، ترويج تخم هاي بذري اصلاح شده و همچنان استفاده از کود هاي مختلف و عوامل موثر توليد که رول اساسي را در بلند بردن حاصلات بازي مي نمايد پياده سازند.
چون در شرايط فعلي افغانستان نيازمند يک تحول عظيم  در زمينه زراعت که اساس زنده گي پايدار و اقتصاد مردم را تشکيل مي دهد ، بناءً هدف عمده اين موضوع چگونگي راه کار هاي درست و موثر راه يابي تکنالوژي معاصر در زراعت افغانستان مي باشد تا باشد شاهد يک افغانستان نيرومند اقتصادي باشيم.

      ترويج:
     ترويج عبارت از آموزش خارج از نظام آموزشي مدرسه اي است که طبق آن بزرگ سالان و جوانان در حين عمل به فرا گيري دست مي يابند و يا به طور مشخص گفته مي توانيم که هدف بنياي ترويج همانا ايجاد رشد مدرم
ې مي باشد که اين پروسه با برنامه عمران روستائي در کشور هند از آغاز آن در سال 1952 مرتبط بوده و بايد به اين باور بود که ترويج يک برنامه و يک فرآيند کمک به مردم روستائي براي خود ياري در جهت افزايش توليد و ارتقاء سطح زنده گي شان مي باشد ، و يا به طور عاميانه گفته مي توانيم که عبارت از رواج دادن و گسترش يک تکنالوژي جديد بعد از تحقيقات لازمه از مراکز تحقيق به ساحه کار در اكثر نقاط يک منطقه مي باشد.

سوابق ترويج در افغانستان
      رياست ترويج قبل از آغاز جنگ هاي داخلي سال 1357 توانسته بود به همکاري نزديک رياست تحقيقات خدمات ملاحظه اي را در سرتاسر کشور به جامعه دهقاني عرضه کند. يونت هاي ترويجي آن در سرتاسر کشور تا سطح ولسوالي و قريه فعال بوده و دهاقين را در استفاده از تکنالوژ ي ، معلومات و روش هاي جديد زراعت و مالداري رهنمايي مي کرد و به حيث يک ارتباط قوي بين دهقان و دولت عمل مي کرد.
علاوتاً يونت هاي ترويجي تمام معلومات و ارقام احصايوي مورد ضرورت وزارت زراعت و مواد غذائي را که براي طرح پلان هاي انکشافي سکتور زراعت و مالداري لازم بود، جمع اوري مي کرد و به مرکز وزرات انتقال مي داد.
 قبل از سال 1357 به تعداد 216 يونت ترويج در تمام ولسوالي هاي کشور فعال بود که به صورت اوسط در هر يونت در حدود 6 نفر مامور ترويج کار مي کرد و تعداد مجموعي کارمندان ترويج به 2520 نفر رسيده بود. همچنان در سرتاسر کشور 216 يونت ترويج تعمير و دفتر داشت و با امکانات ترانسپورتي و لوژيستيکي وسيع فعاليت مي کرد که در نتيجه افغانستان از نگاه توليد غله به درجه خود کفائي رسيده بود.
اما در نتيجه جنگهاي دهه هاي 80 و 90 اکثريت تاسيسات ولايتي و ولسوالي وزارت زراعت يا به کلي از بين رفت و يا صدمه فراوان ديد به طور مثال در نتيجه جنگ هاي متواتر سال 1981 تعمير يونت هاي ترويج به کلي تخريب شد و 131 تعمير آن به ترميم و بازسازي اساسي نياز دارد.
انگيزه عمده بوجود آوردن ترويج  در افغانستان از يک طرف رشد بي حد نفوس و نياز مبرم اين جمعيت انساني عظيم به يک کتله بزرگ از غذا و از طرفي ديگر پيشرفت ميکانيزم ماشيني شدن زراعت  در جهان بوده است.

اهداف ترويج
1. اهداف ترويج به برنامه ها جهت مي بخشد و باعث مي شود که برنامه و روش هاي انجام کار با سياست هاي مدون مطابقت باشد.
2. هدف هاي کلي ترويج به مشخص شدن اهداف اختصاصي و هدف هاي کاربردي کمک مي کند.
3. هدف ديگر کنترول مداوم نتايج را براي تشخيص ميزان ، پيشرفت امکان پذير مي نمايد.
4. به طور خلاصه هدف نهائي ترويج عبارت از رضا مندي مردم از طريق فعاليت هاي مشترک مراجعين و مردم مي تواند به دست آيد.

فعاليت هاي ترويج:
رياست ترويج با داشتن آمريت ارزيابي ، آمريت غله جات ، آمريت نباتات صنعتي ، آمريت سبزيجات و ميوه جات ، آمريت لابراتوار تصديق تخم هاي بذري و مديريت عمومي عمليات ترويجي در مرکز وزارت توانسته است فعاليت هاي ترويج را در تمام عرصه هاي زراعت براي دهاقين در قراء و قصبات به کمک مديران يونت ها رهبري کند ، از جمله 371 ولسوالي که در کشور موجود است در 261 ولسوالي آن يونت ترويجي فعال وجود دارد. که به صورت اوسط در هر کدام آن بين 3 الي 4 نفر مامور ترويج کار مي کند.
در نظر است در سال هاي آينده در ساير ولسوالي ها نيز يونت هاي ترويجي فعال شود، رياست ترويج از پاليسي ، استراتيژي سکتور زراعت و منابع طبيعي و برنامه هاي انکشافي آن تحت رهبري وزير زراعت ، مالداري و مواد غذائي  پلان هاي انکشافي و فعاليت هاي متنوع را در مدت يکسال گذشته انجام داده است و طرح هاي جامع در دست دارد که به طور خلاصه مي پردازيم.

1. اشتراک فعال هيئت رهبري وزارت در جلسات به منظور انکشاف وزارت زراعت و تعيين کردن اولويت ها که عبارتند از:

1  انکشاف ميوه جات چندين ساله
2 تامين مصدونيت مواد غذائي
3 انکشاف مالداري
4 انکشاف تجارت محصولات زراعتي
5 انکشاف صنايع زراعتي
2. اشتراک فعال در تهيه پروژه هاي انکشافي وزارت زراعت
3. اشتراک فعال در طرح پاليسي و استراتيژي جنگلات و علفچر ها
4. اشتراک فعال در طرح و تطبيق ريفورم تشکيلاتي
5. تهيه لوايح وظايف
6. اجراي ريفورم تشکيلاتي رياست عمومي ترويج
7. سفر هاي کاري به ولايات مختلف کشور
8. اشتراک فعال در طرح پاليسي قانون تخم هاي اصلاح شده بذري
9. سازمان دهي کمپاين هاي خزاني
10. اشتراک هاي فعال در در کنفرانس ها ، سيمينار ها و ورکشاپ ها
11.  فعاليت هاي مربوط به ارتقاي ظرفيت کاري کارمندان ترويج

مشکلات و را حل هاي ترويج در افغانستان
ترويج يک بخش از علوم کاربردي است که هدف آن انتقال تکنالوژي مناسب براي جامعه دهقاني است. ترويج ستون فقرات وزارت زراعت و مالداري و سيستم ترويج از مراکز وزارت الي سطح قريه ادامه دارد.
ترويج در وزارت زراعت به حيث يک دهليز عبوري عمل مي کند زيرا تمام رياست هاي وزارت زراعت خدمات شان از طريق شبکه هاي رياست ترويج به جامعه دهقاني ميرساند.
براي اينکه کميت و کيفيت توليدات زراعتي بلند برود و از منابع زمين ، سرمايه و نيروي بشري دهقان استفاده اعظمي شود  بايد دهقان از تکنالوژي هاي جديد و زراعت عصري استفاده کند. اما دهقان به نسبت عدم آگاهي از موجوديت تکنالوژي جديد و يا نسبت اينکه دهقان به صورت عموم محافظه کار بوده و پيرو روش هاي قبلي کشت و کار زراعتي از تکنالوژي جديد زراعتي عصري استفاده نمي کنند، بنا بر اين يونت هاي وظيفوي که در هر ولسوالي موقعيت دارد پروگرام هاي ترويج را از مديريت عمومي ترويج و يا از رياست ترويج اخذ نمود و با استفاده از روش هاي مختلف ترويج در تطبيق آن اقدام مي کند.
آنها تخم هاي بذري اصلاح شده وقت و مقدار کشت آنها را به دهاقين نشان مي دهند ، همچنان مامورين ترويج براي  دهاقين انواع کود هاي کيمياوي را معرفي مي کند و آنها نيز انواع تکنالوژي زراعت را براي دهاقين معرفي مي دارند.
آشنا ساختن دهاقين در مورد مسائل اقتصادي ، توليد مارکيتينگ مانند اينکه دهقان بايد محصولات را توليد کند براي آن بازار وجود دارد و از محصول خود بعد از رفع حاصل مراقبت بازار مناسب پيدا کند.

روش هاي مختلفه ترويج:

1. احداث قطعات نمايشي
2. ملاقات مامورين ترويج با دهقان بالاي مزرعه و يا جاي مناسب
3. ايجاد کورس هاي تربيوي ، سيمينار ها و ورکشاپ ها در مراکز ولايات و ولسوالي ها.
4.  چاپ پوستر ها ، تبليغات راديوي و تلويزيوني براي جوامع دهقاني.

مشکلات اساسي ترويج در افغانستان:
1.  نبودن يونت هاي ترويج به صورت کافي و پايدار در اکثر مناطق کشور.
2.  نداشتن امکانات پايدار تبليغاتي
3. نبود توان پايدار رياست تحقيقات علمي وزارت زراعت و به خصوص رياست ترويج.
4.  پائين بودن سويه علمي مامورين و کارمندان ترويج.
5. محدوديت ارتباط مامورين ترويج با دهاقين.

 

راه هاي حل مشکلات ترويج:

1.  تقويه زير بناي ترويج
a. بازسازي تعمير هاي شاخه هاي رياست ترويج در ولسوالي ها و ولايات
b. تقويه خدمات لوژستيکي
c. ارتقاء ظرفيت کاري کارمندان
d. تشويق مادي کارمندان
e. افزايش تشکيلات با در نظر داشت زيست محيطي مامورين و کارمندان ترويج.

نتيجه گيري و سفارشات:

افغانستان کشوريست که دهه هاي پر از جنگ را سپري نموده است که اين خود ضربه جبران ناپذيري در عرصه زراعت پديد آورده است.
در اين مقطع از زمان نياز است تا روي ترويج و مسائيل ترويجي در راستاي زراعت سعي به عمل آيد تا با در نظر داشت و با بينش وسيعي در راستا ، تا باشد راه يابي درست در عرصه ترويج کشور صورت گيرد ، چون ترويج يکي از فکتور هاي اساسي در قبال پياده سازي تکنالوژي و عصري سازي است لازم مي افتد تا معلومات کافي در رابطه با ماهيت ترويج ، اهداف ترويج و دامنه فعاليت هاي ترويج صورت گيرد.
به حيث سفارش مي توان ياد دهاني کرد که مامورين ترويج با سعي و تلاش بي پايان و خسته گي نا پذير با درک شرايط منطقه اي و مشکلات موجوده افغانستان و خصوصاً طبقه دهقان و در يک جامعه سنتي بتواند تا تکنالوژي معاصر و ميکانيزه سازي زراعت را پياده سازند تا باشد داراي يک افغانستان آباد و سر سبز باشيم.

ماخذ:
1.  فضل، دوکتور فضل الدين ، فعاليت ها و مشکلات ترويج ، وزارت زراعت و مالداري و مواد غذائي کشور سال 1385
2.  سوهال ، دوکتور تي اس ، استاد ترويج دانشکده زراعت ، دانشگاه بوخوم 1998.
3.  سينگ، دکتر ران جيت ، ارزش يابي ترويج ، انستيتوت زراعت ايالت اوتراپراديش 1999.
4.  سلمان زاده ، سيروس ، مقدمه بر آموزش ترويج ، دانشگاه شهيد چمران تهران ، ايران 1370
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/27ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط محمد فواد عظيمی  | 

معلومات مختصر راجع به پرورش کرم پيله

تربيه کرم ابريشم از ساليان منمادي به قسم عنعنوي دراکثر از ولايات کشور رايج بوده متاًسفانه َدر اثر جنگ هاي تنظيمي و بي جا شدن مردم کم اقتصاد و تهي  دست مهاجرت آنان وهم چنان خشک سالي هاي متواتر دهه اخير مردم از تربيه پرورش کرم پيله دست کشيده اگر در راستائي ترويج و تکثير پيله وري توجه صورت نگيرد امکان از بين رفتن اين شغل پر منفعت متصور است چون در وقت کم حاصل فراوان بدست ميايد در ظرف 30 روز رفع حاصل مينمايد کشور هاي کمک کننده ودونر هايکه عليه کشت مواد مخدر تلاش دارند که از سر تا سر افغانستان محوه و نابود گردد. ضروري و لازمي پنداشته ميشود تا مردم و کشور هاي خصوصي را در جهت تربيه و پرورش کرم پيله کمک و مساعدت نمايم زيرا هر فاميل دهقان ميتواند در پهلوي کار هاي دايمي خود از تربيه کرم پيله منفعت زياد بدست آورد و از کشت مواد مخدر صرف نظر کنند در عوض آن غوزه ابريشم توليد نمايند که سبب رشد اقتصاد خانواده رونق خوب و بهتر صنايع دستي بخصوص قالين هاي ابريشمي که در جهان ممتاز است به قيمت گزاف به مارکيت هاي جهان صادر ميگردد بدين منظور تربيه و پرورش کرم پيله مجددً ترويج شود چون اقليم افغانستان براي تربيه کرم پيله مساعد است. و درختان توت نيز در اکثر از ولايات کشور موجود است که از برگ آن استفاده صورت نميگيرد جمع آوري برگ توت بخاطر تغذيه کرم پيله سبب از بين رفتن ميوه درختان توت نميشود صرف 20-40% از برگ خالص آن براي تغذيه کرم پيله مصرف ميگردد.

خوش بختانه به دوره موءقت و انتقالي پروژه پيله وري که در اثر جنگ هاي تنظيمي بکلي تخريب شده بود که سالانه از 20-28هزار جبعه تخم پيله توليد ميگردد از بودجه دولت توسط شرکت هاي خصوصي ترميم گرديده آماده بهره برداري ميباشد اما درعدم فارم تجهيزات پرورش و انرژي برق دچار مشکل بوده باآنهم در سال 1384 پروژه پيله وري دارالاامان تعداد 1103 جبعه تخم اصلاح شده قوي و عاري از امراض توليد غوذه را توسط کارمندان فني پروژه طبق تهيه بندي ذيلاً به ولايات ارسال شده که در مقابل قيمت خيلي ناچيز في جبعه مبلغ 140 افغاني بفروش برساند.

 

1-    در ولايت هرات 500 جبعه 12 گرام

2-    در ولايت جوزجان200 جبعه تخم پيله 12گرام

3-    در ولايت سرپل100 جبعه تخم پيله 12 گرام

4-    در ولايت بلخ100 جبعه تخم پيله 12 گرام

5-    در ولايت سمنگان50 جبعه تخم پيله 12 گرام

6-    در ولايت کندز100 جبعه تخم پيله 12 گرام

7-    در ولايت بغلان53 جبعه تخم پيله 12 گرام

 

وطنداران عزيز و پيله وران محترم شما وقتيکه تخم پيله را دستياب مينمايد نکات ذيل را به منظور بلند بردن حاصل و توليد غوزه ابريشم در نظر گرفته به زندگي کرن تخم و تربيه کرم پيله شروع نمايد.

 

1-    اتاق زنده نمودن تخم و اتاق تربيه و تغذيه کرم پيله به اندازه ضرورت.

2-    ضد عفوني نمودن سامان و سايل تربيه و پرورش کرم پيله و اتاق هاي پرورش توسط فورمالين.

3-    حرارت اتاق هاي پرورش کرم پيله از شروع کار با ختم بدرجه حرارت 24-26سانتي گرات رطوبت نسبتي اتاق هاي پرورش بايد 75% عيار و ضرورت دارد .

4-    تغذيه:- اگر خواسته باشيد که حاصل خوب و قناعت بخش غوزه هاي ابريشم سخت و الياف طويل بدست آوريد در هر 24 ساعت 4 مرتبه روي تقسيم اوقات بعد از هر 4 ساعت يکمرتبه برگ توت براي کرم هاي پيله بدهيد و کوشش شود که توسط کارد نيز اولاً چوب برگ را جدا نموده بعداً برگ را به شکل مربع 4*4 ملي بريده براي کرم هاي نوزاد بدهيد هر قدر جسامت کرم بزرگ ميشود به همان اندازه برگ توت را کلانتر قطع نموده بالاي کرم پيله پاش بدهيد و براي آن پلاستيک نازک هموار نموده تا رطوبت خشک نشود.

5-    خيشاوه:- خيشاوه يا دور نمودن برگ هاي اضافي و مواد فضله کرم پيله در مرحله اول يک مرتبه قبل از خواب در مرحله دوم دو مرتبه در محله سوم سه مرتبه درمرحله چهارم قبل از خواب و بعد از خواب روز مره خيشاوه صورت ميگيرد در اثنائي خواب براي کرم پيله برگ داده نشود و زير پاهايش نيز برگ اضافي کم باشد

 زيرا در وقت خواب مرطوب کمتر ضرورت است. پيله وران محترم وقتيکه برگ توت به اصلاح به اندازه گوش موش نموء مينمايد بايد پلان کار و تر تيبات مقدماتي را روي دست بگيريم اتاق زنده نمودن تخم پيله يا انگوبيشين را بدرجه حرارت 26 درجه سانتي گرات و رطوبت اتاق مذکور را 75% آماده و عيار نمايد سپس تخم هاي پيله را در حصه وسطي گذاسته مدت ده يوم حرارت و رطوبت ذکر شده را طور24 ساعت کنترول و مراقبت نمايد بروز يازدهم تخم ها زنده ميشود لاروا خارج ميشود. بعداً در اتاق پرورش انتقال گردد کرم هاي نوزاد بعد از 18 مرتبه تغذيه برگ توت و سپري شدن 3 يوم در خواب اول ميرود که مدت 8 ساعت در حالت خواب ميباشد و از تغذيه باز ميماند در مرحله دوم  نيز سه روز تغذيه ميکند و 18-20 مرتبه خوراکه داده ميشود که در خواب دوم شروع ميکند مدت 24 ساعت استراحت ميکند بعداً مرحله سوم شروع ميگردد. درين دوره نيز سه روز 12 ساعت خوراکه داده ميشود دفعات خوراک از 18-20 مرتبه ميباشد و مدت 36 ساعت استراحت ميکند مرحله چهارم نيز مدت سه يوم ويا چهار يوم برگ توت را تغذيه نموده و مدت 48 ساعت استراحت کرده خوراکه داده مي شود. بعد از سپري نمودن خواب چهارم 6 روز متواتر تغذيه نموده تعداد دفعات خوراک نسبت کاهش مصرف کم ميشود در 24 ساعت 4 مرتبه خوراکه داده ميشود درين مرحله نسبت تکميل غدوات ابريشم برگ توت زياد تر مصرف و تغذيه ميکند نا گفته نماند هر قدر برگ توت تازه و وافر براي کرم ها داده شود به همان اندازه حاصل خوب بدست ميايد درين وقت رنگ کرم ها زرد طلائي را اختيار نموده و از تغذيه برگ با زميماند که اين مرحله را کوکون ياد مينمايند در همين حالت کوکون ها را جمع آوري نموده در جاي مناسب که بمنظور چيدن غوزه آماده شده مي اندازيم که در مدت 4 روز ابريشم خود را تکميل کرده بايد در بين غوزه شفيره يا پيوپا کرم توسط حرارت کشته شود در غير آن غوزه ها را سوراخ نموده اليا ف ابريشم قطع ميگردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط محمد فواد عظيمی  | 

اهميت تناوب زراعتي

مقصد از تناوب زراعتي آن است که در يک زمين بصورت متداوم و پي در پي يکنوع نبات بذر نگردد. تناوب زراعتي يکي از پرنسيب هاي اساسي و ستراتيژيکي در روند موثر زرع نبات در مزارع جهت ارتقاع سطح توليدات زراعتي به سطح جهان رول ارزنده دارد و آنرا يکي از روش هاي ميدانند که در مورد در آمد هاي اقتصادي از نگاه توليدي در خور توجه قرار گرفته بويژه در کشور ها يکه به امکانات محدود در حل مشکلات و معضله هاي مزرعه يئ رو به رو اند که کشور ما نيز شامل آن مي شود.

جهت مفيديت موضوع نکات چند بطور فشرده بيان ميشود.

-         براي بلند بردن حاصل في واحد زمين تناوب زراعتي بايد در نظر گرفته شود.

-         در صورتيکه تناوب زراعتي مراعات گردد از شدت حمله امراض و آفات تا حدودي کاسته مي شود.

-         با رعايت تناوب زراعتي زمين تقويه گرديده و حاصل خيزي آن بلند ميرود.

-         آب آبياري و مسايل تخنيکي بصورت درست استفا ده مي شود.

کاريکه در تناوب زراعتي بايد وشايد مد نظر گرفته شود همانا رعايت و داشتن مهارت هاي فني و علمي درست آن است بگونه مثال اگر هدف مشخص به اساس مسايل کنترول و کاهش امراض و افات نباتي باشد، بايد آنعده از نباتات در تناوب جا داده شود که از يکطرف مقاومت خوب داشته باشد، از جانبي هم امراض مشترک با نبات نداشته باشد.

اگر هدف تنظيم و استفاده از آب باشد نباتات در کار است که ريشه هاي عميق داشته و به آب و آبياري کمتر ضرورت داشته باشد.

در صورتيکه بواسطه زرع نباتات مزرعه ئي مانند غله جات مزرعه پراز گياهان هرزه شد بايد پس ازآن به زرع نباتاتي پرداخت که گياه هرزه راکم کند مانند نباتات علوفه يئ که بوسيله سايه خود از نمويي، علفهاي هرزه ممانعت مينمايد و يا لبلبو و کچالو که بواسطه نرم نمودن و خيشاوه نمودن که ضرور کشت آنها ست گياهان هرزه ريشه کن ميشود.

اگر چه اهداف اصلي طوريکه تذکر دادم در تناوب زراعتي نظر به هدفمندي مشخص مي شود اما در جا دادن نباتات دو مشيمه (legumes) مانند رشقه ،شبدر، باقلي،لوبيا،سايوبين وغيره در تناوب زراعتي اهميت خاص دارد زيرا نباتات لگيومي زمين را پر بار و غني ساخته يعني موجوديت و توليد غده هاي ريشه ويي و به کمک باکتريا که توليد نايتروجن مينمايد که اين امتيازات در نباتات دو مشيمه موجود بوده ،بنا براين هرگاه بعد از آنها مثلاًغله جات (مانند) جو،گندم،جواري،برنج) کشت شود . غله از مواد غذائي يعني نايتروجن که جزء عمده مواد غذائي نباتات ميباشد استفاده خواهد کرد.

از اينکه بسياري زارعين از عملکرد و تطبيق مسايل اگرو تخنيکي به اساس سفارش هاي علمي در مزرعه عاجز اند و از مزاياي و اهميت رعايت تناوب زراعتي بطور نسبي و يا بطور کامل بي خبر و کم معلومات اند بنااً در جلوگيري از تخريب خاک،کنترول امراض و افات ، گياهان هرزه، مواد عضوي وغيره مسايل تخنيکي و علمي زارعين را آگاهي داده تا در اين راستا مهارتهاي فني و تکنالوجيکي آنها ارتقاء کرده و در تطبيق اين امر موفق و کامگار گردند . ورنه از زحمات خود بهره گيري خوب کرده نمي توانند و در شرايط کنوني محققين کشور نبايد ناديده گرفت و يا آنرا به صفت يک ممثل تنوير کنند در اذهان دهاقين به سطح کشور جا داد. و از طريق پروسه تحقيقات علمي و قطعات نمايشي در صدر برنامه هاي روز تحت غور قرار داد اين عمليه را طوري ذهن نشين اذهان زارعين کرد تا بتوانند با استفاده  از اساسات آن استفاده اعظمي نمايند و اين کار کار تحقيقات و ترويج است اميد در ين راستا مصدر خدمت بيشتر به زارعين سر زمين خود شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط محمد فواد عظيمی  | 

توليد گندم در افغانستان

مقدمه:

 گندم در افغانستان از جمله مهم ترين نبات دربين غله جات بشمار ميرود ،گندم در افغانستان تحت شرايط آبي و للمي زرع ميگردد. گندم ساحه 2.3 مليون هکتار زمين را همه ساله تحت زرع خويش قرار ميدهد. قبل از جنگ ها حبوبات 87% ساحه کشت را در افغانستان احتواء مي کرد که از آن جمله گندم 7% ساحه کشت را بخود اختصاص داده بود.اندازه ارتفاع براي زرع گندم بين 3000-3500 متر ارتفاع از سطح بحر بوده و اکثريت انواع گندم در افغانستان بذر تيرماهي اند انواع گندم هاي فاکولتيتف(Facultative)زياد تراز 80% ساحه بذر را تشکيل و20% باقي مانده را انواع ديگر تشکيل ميدهد ، در سال 1967-1977 افغانستان از حيث توليد گندم خود کفاء شده بود که اوسط حاصل از 832 کيلو گرام  به 1131 کيلو گرام در 1978 ارتقاء يافت ، استعداد براي اضافه شدن حاصل در صورت استفاده درست از منابع توليد و اگروتخنيک پيش رفته امکان پذير مي باشد. با معرفي کرن انواع گندم اصلاح شده و استفاده معقول از منابع توليد حاصل في واحد ساحه تا 2500 کيلو گرام در هکتار بلند رفت.

گندم ناني (Triticum aestivum)

گندم سخت(Triticum comoactum)

گندم مکروني و آش(Triticum durum)

واويلف در1951 تشريح نمود که آسيايئ مرکز منشاء گندم هاي ناني و وطن اصلي گندم (Triticum compactum) مي باشد.

افغانستان نيز در اين ناحيه شامل بوده و انواع مختلف گندم هاي وحشي نيز يافت مي شود نظر به عادت گندم به سه کتگوري تقسيم شده است خوابيده،نيمه قدراست و قد راست . گندم هاي تير ماهي عادت خوابيده داشته در حال که گندم هاي (Facultative) داراي خاصيت خوابيده و نيمه قد راست و گندم هاي بهاري خاصيت قد راست را دارا مي باشد.

مطابق به رنگ دانه گندم به سه کتگوري تقسيم شده است سفيد، طلائي وسرخ هم چنان سرخ به سرخ شيره و سرخ کمرنگ تقسيم شده است.از نقطه نظر جسامت دانه گندم به چار کتگوري تقسيم شده است.

خورد،متوسط،بزرگ و بزرگتر.از نقطه نظر شکل ظاهري دانه گندم به گوشتي،متوسط و چملک تقسيم شده است. از نقطه نظر موجوديت سوغه گندم به سوغه دار و بي سوغه تقسيم شده است.

بلند بردن قدرت توليد و حاصل:-

 

انواع اصلاح شده:- انواع اصلاح شده که توافق محيطي داشته باشد و موجوديت جنسيت بهتر تخم دو عنصر بسيار  مهم در بين ديگر عوامل توليد بوده و شرايط لازمي براي بلند بردن حاصل مي باشد. با مقايسه ديگر عوامل توليد تخم اصلاح شده بذري ارزان ترين اصل بلند بردن قدرت توليد مي باشد. تجاربيکه در مزرعه صورت گرفته نوع اصلاح شده نسبت به نوع محلي 50% حاصل بيشتر داده است اوسط حاصل گندم اوسط حاصل گندم از سال 1966- 1978 (1080) کيلوگرام در هکتار بوده است در حاليکه نوع اصلاح شده کم از کم 2000کيلو گرام در هکتار است . بد بختانه انواع اصلاح شده مخلوط و حساس مقابل نژاد هاي نو احراض گرديده و قدرت حاصلدهي خود را از دست دادند.

مقدار تخم ريز :-

دهاقين افغانستان مقدار زياد تخم را ضايع ميکنند زيرا آنها ماشين بذر تخم بد سترس ندارند تا اندازه معين تخم را به عمق مناسب در زمين بذر کنند. استفاده از قلبه وطني و سيستم کهنه بذري بعضي از تخم ها در روي خاک با قيمانده در حاليکه بعضي از ديگر تخم ها به عمق خاک فرو مي روند که دوباره نميتوانند به سطح خاک بر آيد ولي آنها در خاک گندم مي شوند در تحت هم چو براي محلي دهاقين افغان از مقدار زياد تخم ريز که 175-280 کيلوگرام در هکتار استفاده ميکند . اگر دهاقين ار ماشين بذر تخم و قلبه سطحي و طني استفاده بکنند در آن صورت مقدار تخم ريز 100-120 کيلوگرام در هکتار و يا 21-25 کيلو گرام در جريب مقدار تخم ريز مناسب ميباشد . اگر دهاقين از قلبه وطني استفاده کنند و عمق بذر را کنترول کرده نتوانند در آن صورت مقدار تخم ريز 150-175 کيلو گرام در هکتار و يا 30-35 کيلو گرام در جريب مقدار تخم ريز ميباشد گندم هاي بهاري که در بهار بذر مي شود به مقدار تخم ريز بيشتر نسبت به مقدار تخم ريز خزاني ضرورت است براي بذر گندم هاي بهاري مقدار تخم ريز 175 کيلو گرام در هکتار و يا 35 کيلو گرام در جريب است.

تحت شرايط للمي مقدار تخم ريز بين 60-70 کيلو گرام در هکتار يا 12-15 کيلوگرام در جريب مقدار منا سب تخم ريز است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط محمد فواد عظيمی  | 

گلخانه

 GREENHOUSE

گلخانه عبارت از ساختمانی است که در آن حرارت، رطوبت، نور و ميزان گاز کربنيک قبل کنترول است. درون آن نباتات را می توان در تمام سال، به  ويژه در خارج از فصل پرورش داد. بعضی از محصولات را پيش رس کرد و يا برای تمام يا قسمتی از سال گياهان را از آب و هوای نامناسب دور نگهداشت. گلخانه عموماً از اجزأ زير تشکيل شده است:

الف – چهارچوب گلخانه:

اسکلت گلخانه از مجموعه پايه هائی است که به فاصله حدود 3 متر از يکديگر قرار دارند و از تيؤ های سقف تشکيل شده است. در اطراف گلخانه ديواری به ارتفاع 60 تا 90 سانتی متر قرار دارد که از چوب يا سمنت ساخته شده است.

سقف گلخانه بايد دارای لبه هائی باشد که از ريزش آب باران بر روی بدنه گلخانه جلوگيری کند. در قسمت انتهائی سقف بعضی از گلخانه ها برای دسترسی به قسمتهای مختلق سقف محلی وجود دارد که هواکشهای گلخانه در نزديکی آن قرار دارد. در انتخاب مواد برای اسکلت گلخانه  بايد استحکام، دوام و هزينه نگهداری را در نظر گرفت. موادی که معمولاً در ساختن اسکلت گلخانه از آنها استفاده می شود عبارت اند از: چوب، آهن، فولاد و آلو مينيم.

ب- پوشش شفاف گلخانه:

از آنجايکه عبور نور از شيشه به بهترين وجه صورت می گيرد، برای پوشش گلخانه به ميزان زياد از شيشه استفاده می شود تا گياهان درون گلخانه از نور خورشيد حد اکثر استفاده را بنمايند. امروزه برای پوشش از پلاستيک نيز استفاده می گردد. مهمترين مواد پلاستيکی برای پوشش عبارت اند از پولی اتيلن Polyethylen يا پلاستيک معمولی که نور را نسبتاً خوب عبور می دهد اما دوام آن کم است . پلی وانيل کلرايد Polyvinylchloride (p.v.c) (پی-وی-سی) که دوام آن بيشتر از پلی اتيلن است و نور را هم بيشتر عبور می دهد. اما به تدريخ سفيد می شود و گرمتر از پلی اتيلن است.

پلی استر Polyester که به اندازه شيشه از خود نور عبور می دهد و شفاف هم باقی می ماند اما خيلی گران است و بالاخره فايبر گلاسFEBERGLASS که دوام زيادی دارد و چندين سال می توان از آن استفاده کرد ولی به تدريج، در عرض چند سال شفافيت آن کم می شود و از همه انواع پلاستيک گرانتر است.

پ- سکو ها يا تاقچه های گلخانه:

اين تاقچه ها بمنظور کنترول بهتر شرايط محيطی و و باز ده بهتر داخل گلخانه ساشته می شود. با آنکه ارتفاع و بخصوص عرض تاقچه ها بسته به نوع گياهی که پرورش داده می شود ، متفاوت است. معمولاً ارتفاع تاقچه ها بين 85 تا 90 سانتی متر می گيرند و در  ساختمان آنها از چوب ، سمنت و غيره استفاده می شود.

ت- راهروهای گلخانه:

راهروی های گلخانه بايد به اندازه ای باشد که در بارار عبور و مرور کارگران و وسايل و همجنين کار های درتسی اشکالی فراهم نشود. معمولاً عرض راهرو را 60 تا 70 سانتی متر می گيرند.

ث- هواکشهای گلخانه:

برای تهيه گلخانه دريچه هائی در طرفين جانبی يا در سقف گلخانه درست می کنند، با دست يا به طور خودکار (با استفاده از ترموستات و موتور های برقی)باز و بسته می شوند.

ج- اطاق کار گلخانه:

هر گلخانه يا مجموعه از گلخانه ها بايد دارای اطاقی باشند که در آن وسائلی از قبيل خاک، شن، پيت(1)، کود کيمياوی، ابزار کار، گلدان، حشره کش و قارچ کش، ميز درجه بندی، و بسته بندی گلها و غيره وجود داشته باشد.

تقسيم بندی گلحانه از نظر نوع ساختمان

طبقه بندی گلخانه ها از نظر ساختمان گلخانه ها بر حسب احتياج ممکن است از نوع ساختمان به اشکال مختلف ساخته شوند:

الف- گلخانه يکطرفه:

اين گلخانه معمولاً در کنار ديوار ساخته می شود و به طوری که ديوار شمالی آن با مصالح ساختمانی بنا شده و ديوار های شرقی و غربی آن نيز تماماً يا نصف از چوب ساخته می شود. ديواره جنوبی گلخانه کوتاهتر از ديواره شمالی آنست. بنابر اين گلخانه دارای سقف شيشه ای  شيب دار است. زاويه سقف با سطح زمين 30 تا 55  درجه می باشد.

به طور کلی مقدار شيب سقف بستگی به عرض جغرافيايی محل دارد. بدين معنا که در نيمکره شمالی هر چه محل جغرافيائی از خط استوا دور تر باشد، سقف مايلتر و هر چه جنوب تر باشد زاويه که سقف به سطح زمين تشکيل ميدهد، کمتر است.  زيرا حد اکثر استفاده از نور خورشيد در گلخانه موقعی صورت می گيرد که نور به طور عمودی بر سطح گلخانه بتابد و چون هرچه به طرف قطب نزديکتر شويم، اشعه خورشيد به صورت مايل تر می باشد. بنابر اين توصيه می شود که در ساختمان گلخانه شيب لازم رعايت گردد. معمولاً درب گلخانه در ديواره شرقی يا غربی گلخانه قرار دارد شکل و ابعاد يک گلخانه يک طرفه در شکل 2 نشان داده شده است.

ب- گل خانه نيمه دو طرفه:

در اين گلخانه سقف از دو طرف شيب دارد و ديوار شمالی آن بلند تر از ديوار جنوبی است، بنابر اين دو طرف شيب دار سقف از نظر اندازه نا مساوی است به طوری که مرتفع ترين نقطه سقف گلخانه به اندازه يک سوم عرض گلخانه با ديوار شمالی فاصله دارد. در اين حالت لازم است که پايه های آهنی در زير مرتفع ترين نقطه سقف قرار گيرد تا سقف را مستحکم نگهدارد. ديواره  شمالی گلخانه را به اندازه 70/1 تا 3 متر  از ديواره جنوبی بلند تر مسی سازند.

پ- گلخانه دو طرفه:

جهت اين نوع گلخانه شمالی جنوبی است و ارتفاع ديواره های جانبی گلخانه در تمام جهات باهم مساوی است. سقف گلخانه از دو طرف هم شيب و هم اندازه است. ارتفاع سقف در بلند ترين نقطه آن  معمولاً 5/2 تا 5/3 متر و عرض آن بين 3 تا 6 متر است. شکل و ابعاد يک گلخانه دو طرفه بزرگ در شکل 3 داده شده است.

ت- گلخانه دو جداره:

اين گلخانه ها در مواقعی که به حرارت ثابت و رطوبت نزديک به اشباع نياز است(مثلاً برای پرورش ارکيده ها) ساخته می شود، پوشش اين نوع گلخانه ها از دو لايه شيشه ای به فاصله 5 سانتی متر از يکديگر تشکيل شده که فاصله بين دو جدار شيشه ای به صورت عايق عمل کرده، تقريباً در تمام قسمتهای گلخانه حرارت يکنواخت می شود.

طبقه بندی گلخانه ها از نظر حرارت:

از نظر درجه حرارت گلخانه ها را به گروه های زير تقسيم می کنند.

الف- گلخانه گرم:

در اين نوع گلخانه که برای نگهداری و پرورش نباتات گرمسيری به کار می رود، دما 18 تا 25 درجه سانتی گراد و رطوبت ناشی از آبياری گلدانها مقداری بالاتر از محيط خارج است.

ب- گلخانه تکثير يا گلخانه گرم و مرطوب:

اين نوع گلخانه که برای ازدياد بذر نباتات گرمسيری، پيوند انواع درختان و درختچه ها در زمستان و گاهی جهت ريشه دار کردن قلمه ها مورد استفاده قرار می گيرد، دارای دمائی برابر با گلخانه رطوبت بالا و نزديک اشباع است. در مناطقی که زمستان سخت دارند کف اين نوع گلخانه ها را به اندازه 75 تا 100 سانتی متر پائين تر از سطح زمين می سازند تا تعغيرات حرارتی خارج ، کمتر بر روی آن اثر بگذارد.

پ- گلخانه نيمه گرم يا معتدل:

اين نوع گلخانه برای پرورش گياهان مانند بگونياBEGONIA و گلوکسينياGLOXINIA که تا حدود نسبت به سرما زمستانه اساس می باشند يا نباتات مانند فيلو دندورن PHILLODENDRON که تابستان را در هوای آزاد گزرانده و زمستان به گلخانه آورده می شوند، مورد استفاده قرار می گيرد و دارای دمائی برار 12 تا 15 درجه است.

ث- گلخانه خنک:

اين نوع گلخانه برای پرورش نباتات مانند مرکبات، نخلهای زينتی، ياس رازقی، کاغذی، کاکتوس ها و گياهان گوشتی که هنگام زمستان بايد در محل گرمتر از هوای آزاد نگهداری شوند بکار ميرود. دما در اين نوع گلخانه از 6 تا 10 درجه سانتی گراد است و در شب های سر زمستان در صورت لزوم بايد به کمک وسايل گرم کن از پائين آمدن درجه حرارت از 6 درجه سانتی گراد جلوگيری کرد.

عوامل محيطی مهم در گلخانه

مهمترين عوامل محيطی مهم در درون گلخانه عبارتست از:

الف- نور:

شدت، مدت تابش و کيفيت نور برای گياه اهميت دارد. شدت نور لازم در گلخانه با نوع گياه فرق ميکند. در زمستان که نور طبيعی کم است می توان از نور مصنوی استفاده کرد. برای اين منظور لامپ های خاصی به نام GRO-LUX به کار می برند. در تابستان باين از شدت زياد نور آفتاب در گلخانه کاست و بدينوسيله دمای گلخانه را کاهش داد. اين کار با پاشيدن دوغاب از گل (خاک و آب) بر روی شيشه های گلخانه و يا پوشاندن سطح خارجی آن با ترپان يا بوريا امکان پذير است. مدت تابش نور به احتياجات گياهی که در گلخانه نکاهداری می شود، بستگی دارد. مثلاً گل بنت قونسول روز کوتاه، گل کيفی روز بلند و ميخک بی تفاوت به طول روز است. کيفيت نور مربوط به ترکيب طول موجهای نور می شود که به ويژه هنگام از نور مصنوعی بايد با احتياجات گياه برای فتو سنتز يا فتوپريوديسم متناسب باشد.

ب- دما(درجه حرارت):

کنترول دمای گلخانه بسيار مهم  است و با رشد گياه رابطه مستقيم دارد. در گلخانه ها به دمای شبانه اهميت بيشتری داده می شود. مقدار  دمای لازم بستگی به نوع نبات دارد. مثلاً دمای شبانه برای گلهای ميخک و ميمون 10 درجه سانتی گراد برای بنت قونسول 15 درجه سانتی گراد و برای گياهان برگ زينتی 21 درجه سانتی گراد است. دمای روزانه گلخانه در روزهای ابری بايد 3 درجه و در روز های آفتابی 6 تا 9 درجه بيشتر از دمای شبانه باشد. درجه حرارت بر روی اعمالی مانند فوتوسنتز، تنفس تشکيل امينو اسيد ها و پروتين ها- تبخير و تعرق رشد و نمو گياهی – گل دهی و رنگ برگ گياهان داخلی گلخانه تاثير دارد.

پ- رطوبت:

 از آنجا که بسياری از اعمال فيزيولوژيکی و متابوليکی  در محيط آبگونه صورت می گيرند، در زندگی گياهی آب عاملی مهم محسوب می شود. آبياری در گلخانه ممکن است از بالا(با دست و يا آب پاشی مکانيکی) و يا از پائين (با وسايلی که در زير خاک قرار می گيرند) انجام شود.

ت – رطوبت نسبی:

رطوبت نسبی گلخانه در روز بايد بالا نگهداشته شود و در شب کاهش يابد. ازدياد رطوبت نسبی با استفاده از کولر های آبی با سيستم آب فشانی (غبار آب) انجام می گيرد. کاهش رطوبت نسبی با استفاده از بادبزنهای برقی، باز گذاشتن دريچه ها، گرم کردن گلخانه و پوشاندن راهروها با سمنت جهت کاستن تبخير سطحی امکان پذير است.

ث -  تهويه (تغير و کشيدن هوا):

تهويه گلخانه از جنبه های گوناگون حائز اهميت است. مثلاً بدينوسيله اکسيژن لازم برای تنفس تامين می گردد و يا از تجمع گاز های سمی در گلخانه جلوگيری می شود.

ج – خاک:

از عوامل مهم در گلخانه خاک است. اهميت خاک در حفظ گياه، تامين آب و قسمتی از مواد غذائی آن می باشد. زد عفونی کردن خاک يکی از کار های مهم گلخانه ای است که با استفاده از حرارت (بخارآب، آب گرم و حرارت خشک) و مواد شيميائی  فرم الدئيد، کلر و پيکرين يا گاز اشک آور، متيل برومايد انجام می شود.

وسايل گلخانه

وسايل که در تاسيسات گلخانه ای مورد استفاده قرار می گيرند قرار ذيل می باشند.

الف- وسايل گرم کننده و اندازه گيری حرارت:

گلخانه های قبلاً به وسيله کوره ای که سوخت آن غالباً ذغال بود گرم می شد. اين کوره ها به وسيله دود کشی به هوای آزاد وصل می شد. امروز در اکثر نقاط ايران برای گرم کردن گلخانه از بخاريهای نفتی يا گازی استفاده می کنند که دود کش آن حتماً بايد به هوای بيرون وصل باشد. تا گاز های مضر حاصله از نفت و گاز ، صدمه ای به گياهان داخل گلخانه نرساند از ميان انواع سوخت گلخانه(ذغال، نفت و گاز) هيچکدام را نمی توان برای تمام گلخانه ها توصيه کرد چون هر انتخابی بستگی به عواملی مانند هزينه هر واحد حرارتی، هزينه های حمل و نقل، موجود بودن سوخت مورد نظر، وسايل مورد نياز و کارگر دارد. در گلخانه های جديد  بخصوص در سطح تجارتی، مواد سوختنی در يک ديگ بخار سوزانده می شود و حرارت به صورت آب گرم و يا بخار در گلخانه توزيع می گردد. آب گرم يا بخار به وسيله لوله  هائی که اغلب ار کنار ديوار های جانبی و از زير تاقچه های گلخانه می گذرد، گلخانه را بطور يکنواخت گرم ساخته سپس به دستگاه حرارت مرکزی برگشته و مجدداً گرم می شود.   انتخاب بخار و يا آب گرم با در نظر گرفتن مزايا و يا معايب هر کدام صورت ميپذيرد بطور کلی در گلخانه های بزرگ از بخار و در گلخانه های کوچک از آب گرم استفاده ميکنند، چنانکه در يک سيتم در دمای بالا و تحت فشار زياد از آب گرم استفاده شود، باز ده آن مانند بخار خواهد بود . در صورت استفاده از بخار آب در گلخانه ميتوان جهت زد عفونی کردن خاک و وسايل گلخانه نيز از آن استفاده کرد.

ديگ های بخار انواع مختلف دارند و معمولاً بخار آبی با فشار بالاتر از 8 بار (1)BAR (اتمسفر) با آب گرمی با دمای 77  الی 88 درجه سانتی گراد (بدون فشار) يا 127 درجه سانتی گراد (تحت فشار) توليد می کنند، ظرفيت ديگ بخار با قوه اسب بيان می شود که هر قوه اسب بر ابر با حرارت معادل 33475 بی –تی – يو (B.T.U) BRITISH THERMAL UNIT در ساعت است.

اندازه مورد ديگ بخار بستگی به اندازه سطح زير بنا و سطح خارجی گلخانه، دمای مورد نياز گياه تحت پرورش و حد اقل درجه حرارت خارج از گل خانه دارد، دمای گلخانه توسط دما سنج ها بايد در سطح گياه قرار گيرند، تا حرارت واقعی محيط اطراف گياه را نشان دهند. در گلخانه های از دما سنج هائی که حرارت شبانه روز را بطور مداوم ثبت کرده  و گاهی با رطوبت سنج همرا ه می باشد نيز برای اندازه گيری دقيق نوسانات حرارتی شبانه روز استفاده می شود.

ب- وسايل خنک کننده:

در روز های گرم تابستان برایپائين آوردن درجه حرارت گلخانه علاوه بر سايه دادن و آبپاشی روی گياهان و کف گلخانه که قبلاً بحث شد ميتوان از کلر های آبی يا گازی نيز استفاده کرد. معمولاً اول را برای گلخانه ای ترجيح ميدهند زيرا رطوبت ضروری فضائی گلخانه را نيز تامين ميکند.

از اوايل سال 1950 طريقه ديگری بنام سيستم پوشال و پنکه برای خنک کردن گلخانه مداول شد در اين سيتم پوشال های که همواره مرطوب در يک طرف گلخانه، و در طرف مقابل آن هوا کش های برقی نسب مي گردد وقتی هوا کش های کار ميکنند هوا خارجی از روی پوشال های مرطوب عبور کرده خنک و مرطوب گشته وارد گلخانه می شود و هوای گرم توسط هوا کش ها خارج می گرددن  به بدينوسيله دمای گلخانه پائين می آيد.

از سيستم آب فشانی که در آن آب با فشار وارد لوله های شده و از فواره يا آب پخش کن های که آب را بصورت زرات ريز در آورده و بصورت غبار مانند در گلخانه پخش می کنند نيز برای خنک کردن گلخانه استفاده می گردد. در بعضی از گلخانه های ميتوان ترکيب ازسيستم پوشال و پنکه و سيستم آب فشانی را بکار گرفت.

پ – وسايل تهويه:

تهويه گلخانه اغلب با باز کردن دريچه های گلخانه که در قسمتهای جانی يا در سقف قرار دارند انجام می شوند. هنگام تهويه چون هوای گرم که به علت سبکی بالا می رود در دريچه های بالای گلخانه خارج می شود و هوای سرد که از دريچه های جانبی وارد می شود پائين باقی می ماند. دمای گلخانه کاهش می يابد. بنا بر اين بايد تهويه  گلخانه را با در نظر گرفتن دمای مورد نياز در گلخانه انجام داد. با توجه به مشکلات که از نظر دسترسی به دريچه های بالای گلخانه موجود است، معمولاً زنجير های به دريچه ها وصل می کنند تا از پائين باز و بسته شود. اخيراً اينکار بطور اتوماتيک نيز انجام می شود. موتور های ساخته شده است که با ترموستات کار می کند و هنگام يکه دمای گلخانه از حد مورد نظر بالا تر يا پائين تر برود ترموستات ماشين را روشن کرده، دريچه های تهويه باز يا بسته می شوند. از سيستم پوشال و پنکه و نصب هوا کش نيز برای تهويه گلخانه استفاده می گردد.

ت – وسايل آبياری و اندازه گيری و رطوبت:

در گلخانه علاوه بر آبياری دستپاش و سيستم آب فشانی و بطور اخص برای ريشه دار کرده قلمه ها در گلخانه های تکثير بکار می رود از آبياری قطره نيز استفاده فراوان می شود. در گلخانه ها معمولاً آبياری قطرئی بدين ترتيب انجام می شود که يک مخزن آب که توسط لوله های به گلدان ها متصل است به تدريج از آب پر شده آنگاه شناور آن بکار آفتاده و آب را به داخل لوله های آبياری می فرستد. ميزان وارد شدن آب بر مخزن بر حسب احتياج گياه تنظيم می شود در نوع ديگری آز آبياری خوکار، گلدان های گلخانه آب مورد نياز خود را از شن مرطوب به قطر 10 سانتی با فتيله يک سر آن در يک مخزن آب قرار دارد و سری ديگری آن در 5 سانتی متری زير لايه شن قرار می گيرد تا شن را دايماً مرطوب نگه دارد، گلدان ها، آب مورد نياز خود را از اين لايه جزب می کنند. از وسايل ديگری که در سيستم آبياری گلخانه ها استفاده می شود، دستگاه های رقيق کننده کود مايع است در اين سيستم نصب مشخص از کود مايع در محفظه دستگاه آبياری قرار گرفته با آب مخلوط می شود و گياهان بطور يکنواخت کود مورد نياز را همراه با آب دريافت می دارند.

 

ث – وسايل زد عفونی کننده خاک:

ضد عفونی کردن خاک بر عليه بذر علفهای هرز-نماند ها-قارچ ها و باکتريا ها توسط حرارت يا مواد شيميائی انجام می شود. ضد عفونی با بخار توسط دستگاه استرليزه کردن (يا به بيان دقيق تر پاستوريزه کردن)خاک انجام می شود که عبارت از دستگاه است که می توان درب آن ار محکم بست و در آن لوله يا لوله های سوراخ دار در خاک قرار داد. بخار آبی که در قسمت گرم کننده دستگاه ايجاد و به لوله های وارد می شود از اين سوراخ ها خارج شده و خاک را استريل می کنند. خاک بايد مرطوب باشد ولی نه لائی يا خيس و به مدت 30 دقيق از دامائی60 تا 80 درجه سانتی گراد برخوردار شود. برای مقادير کم خاک جهت مصرف در خانه و غيره، پختن خاک نير امکان پذير است در اين حالت خاک بايد به اندازه حرارت بی بيند که اگر يک سيب زمينی خام درون خاک قرار ديهم پخته شود. هنگام ضد عفونی کردن با بخار نيز می توان به وسيله سيب زمينی دما را آزمود، هنگاميکه از مواد شيميائی برای ضد عفونی خاک استفاده می شود، در مورد مواد محلول مانند فرمالين، روش کار بدينترتيب است که محلول 2% فرمولين تجارتی (غلضت 4%) را به ميزان 20 تا 40 ليتر در متر مربع (يا 100 ليتر در متر مکعب خاک)بر روی خاک می پاشند و بلافاصله آنرا با پلاستيک يا ماده ديگری که برای هوا نفوذ ناپذير باشد به مدت 24 ساعت يا بيشتر می پوشاند. پس از آن بايد دو هفته برای تهويه و خشک شدن خاک صبر کرده، سپس بذور را در آن کاشت در مورد مواد گازی مانند متيل برومايد بايد توجه داشت که اين گاز بسيار فرار و برای انسان مضر است بنا بر اين بايد با احتاط کامل مصرف گردد. نحوه کار بدين ترتيب است که خاک را کاملاً با 5/0 تا 2 کيلو گرام در هر 10 متر مربع به خاک تزريق می کنند. اطراف پلاستيک را برای جلوگيری از خروج گاز های با خاک می پوشانند. و به مدت 48 ساعت نگهداری می کنند. بعد از ضد عفونی و قبل از کاشت، لازم است مدت خاک را تحت تهويه قرار داد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط محمد فواد عظيمی  | 

مبادي اقتصاد زراعتي

مقدمه

محدود بودن منابع و نا محدود بودن خواهشات انسان هاي روي زمين پديده هاي متضاد و واقعيت هاي انکار ناپذير اند که تما تصاميم اقتصادي انسان ها را تحت تأثير خود قرار ميدهد از يک طرف سطح توقعات انسان ها به اشياء و خدمات در نتيجه افزايش نفوس و تغير در ذوق مردم رو به افزايش بوده و از طرف ديگر منابع مادي ، تخنيکي ، مالي و بشري براي رفع اشياء نيازمندي ها محدود ميباشد. بنا بر آن علم اقتصاد بوجود آمد تا به وسيله آن عوامل و منابع تمويل بصورت مطلوب و مناسب ترتيب و اختصاص يابد بنا بر اين ترتيب امکان اقناع حد اکثر نيازمندي هاي جامعه ميسر گردد.

تعريف علم اقتصاد :

علم اقتصاد علميست که از اقتصاد و ترکيب مطلوب مناسب و مؤثر عوامل توليد جهت توليد حد اکثر نعمات مادي مورد نياز جامعه و همچنان از توضيع اين نعمات در بين مردم بحث ميکند. علم اقتصاد شامل بخش هاي ذيل ميباشد:

1-         اقتصاد منابع توليد( عوامل توليد)

2-         اقتصاد توليد.

3-         اقتصاد تنظيم عمليه توليد.

4-         توضيع توليد( مارکتنگ)

5-         تمويل سرمايه گذاري.

منابع توليد:

منابع توليد عوامل است که از بخش هاي مختلف اقتصادملي فراهم گرديده و در پروسه توليد قسماً و يا کاملاً به مصرف ميرسد. منابع توليد عبارت اند از :

زمين:

زمين عمده ترين عوامل توليد بشمار ميآيد. از جمله ثروت هاي عمده خدا داد ملي يک کشور است. زمين از شرايط اولي عمليه توليد بحساب ميآيد و بدون آن دوام و هستي جامعه به روي زمين دشوار است. در سکتور صنعت زمين محل جاي گير کار خانه هاي صنعتي بوده ولی در زراعت منحيث موضوع  کار و يا عمده ترين وسيله توليد بشمار ميآيد. زمين وقتي منحيث موضوع کار عمل ميکند که انسان يا وسايل کار قسمت فوقاني آنرا به منظور پيشبرد و توليدات زراعتي مورد استفاده قرار ميدهد. مثلاً از طريق قلبه کردن خاک انسان خصوصيات مخانيکي ، فزيکي و کيمياوي خاک را مورد استفاده نباتات قرار ميدهد. که به اين مفهوم زمين منحيث موضوع کار عمل ميکند. چون زمين يک شرط اساسي و لازم توليد است بنابر اين زمين به اين مفهوم عامل توليد عرض اندام ميکند.

 

 

فرق زمين از سائير عوامل توليد:

1-         ساير عوامل توليد محصول کار قبلي انسان است ، اما زمين تحفه خدا داد است و ديگر عوامل تکامل طبيعي و تدريجي بسيار قرن هاست ، زمين به وسيله انسان توليد نشده و باز هم توليد نميشود.

2-         زمين قابل تغير و تعويض نيست بدون زمين عمليه توليد زراعتي ممکن نيست.

3-         زمين از نظر جايگيري محدود است ساحه اولي زمين قابل افزايش نيست.

4-         کيفيت زمين متجانس نيست.

5-         در صورت استفاده درست و مناسب کيفيت آن بهتر شده ميرود.

حاصل خيزي خاک:

توانائي خاک جهت تأمين ضروريات نبات به آب مواد معدني ( مواد غذائي ) در طول مدت زمان رشد و نموي آن ميباشد. حاصل خيزي زمين سه قسم است.

1-         حاصل خيزي طبيعي خاک.

2-         خاصل خيزي مصنوعي خاک.

3-         حاصل خيزي اقتصادي خاک.

 

1)            حاصل خيزي طبيعي خاک :

 عبارت از محصول دوره طولاني پروسه تشکيل خاک است. بدين معني که در جريان سال هاي متمادي بشکل طبيعي بميان ميآيد.

2)            خاصل خيزي مصنوعي خاک :

 در نتيجه مداخله انسان بالاي زمين از طريق بلند بردن سکتور زراعت و سرمايه گذاري در جهت اصلاح و بهبود و کيفيت زمين به وجود ميايد.

3)            حاصل خيزي قتصادي خاک :

 در نتيجه آميزش حاصل خيزي طبيعي و مصنوعي خاک به وجود ميآيد. حاصل خيزي اقتصادي خاک کيفيت زمين را منحيث عامل توليد زراعتي مشخص ميسازد.

شاخس هاي حاصل خيزي خاک:

حاصل دهي زمين:- مقدار حاصلي که از في جريب يا في هکتار زمين بدست مي آيد و يا مقدار توليد مجموعي ويا عايد حاصلي که در مقابل في واحد مصرف از يک هکتار زمين بدست مي آيد نشان دهنده قدرت حاصل خيزي خاک و يا کيفيت زمين مهحيث وسيله توليد ميباشد.

 

تعريف منابع توليد:

هر علمي که در پروسه توليد بکار گرفته ميشود منابع يا عامل توليد ناميده ميشود. مهمترين آنها در فعاليت هاي کشاورزي عبارت اند از:

1-         زمين يا سطح زير کشت.

2-         نيروي کار ( نيروي کارگر)

3-         سرمايه در اشکال مختلف و به وژه ماشينات زراعتي مثل تراکتور کامپاين و غيره...

4-         آب

5-         تخم بذري

6-         کود کيمياوي

7-         ادويه جات کيمياوي و غيره

قابل تذکر است که نور خرشيد نيز به عنوان يکي از ضروري ترين عوامل توليد اند که در تمام توليدات و محصولات زراعتي مورد نياز است.

بطور کلي ميتوان منابع توليد را بدسته هاي ذيل تقسيم کرد:

الف :- منابع ثابت و منابع متغير.

ب:- منابع قابل ذخيره و منابع غير قابل ذخيره.

الف:-عوامل توليد ثابت

 آن دسته از منابع توليد که مقدار بکار گرفته شده از آنها بستگي به حجم توليد ندارد به عباره ديگر در طول پروسه توليد بدون تغير باقي ميماند به عوامل توليد ثابت معروف اند. از جمله اين منابع ميتوان به زمين هاي زراعتي و ساختمان هاي احداث شده جهت پرورش حيوانات اشاره نمود. قابل تذکر است که بعضي از عوامل توليد مثل زمين بطور طبيعي ثابت اند و برخي ديگر بديل آن که در جريان توليد يک محصول خاص بدون تغير باقي مي ماند به عنوان عوامل ثابت در نظر گرفته ميشود براي مثال زراعتي که داراي قطعه زمين به وسعت يک هکتار است بحالت ثابت باقي ميماند.

عوامل توليد متغير برخلاف عوامل توليد ثابت دسته از منابع توليد وجود دارد که باسطح توليد رابطه مستقيم دارد و به عباره ديگر در جريان توليد مرتباً تغير مينمايد. به عنوان مثال در طول يک فصل محصول مقدار بيشتر از منابع توليد مثل کود ، تخم بذري و نيروي کاربه کار گرفته ميشود همان طوريکه گفته شد در بلند مدت کليه منابع توليد بصورت متغير در ميايد. مثلاً بذر در جريان توليد محصولات زراعتي به اين خاطر متغير است که اگر يک کيلوگرام از آن در قطعه زمين مصرف شود مقدار معيني محصول توليد ميشود. اگر مقدار آن به پنج کيلوگرام افزايش يابد به همان اندازه ميزان سطح توليد نيز افزايش ميابد.

 

ب:- منابع قابل ذخيره:

بعضي از عوامل توليد اين خصوصيات را دارند که ميتوان تمام يا قسمت از آن را براي صل هاي بعدي ذخيره و انبار کرد. به عباره ديگر در صورتي که بديل قسمت از آنها در حال حاضرمورد نياز نباشد ميتوان براي دوره هاي بعدي نگهداري نمود بدون آن که خدمات حاصل از آنها با مصرف نکردن تمام و قسمت از آنها در زمان فعلي از دست برود . به عنوان مثال: کود کيمياوي و ادويه جات را نام برد. در حقيقت اگر قسمت از آنها را در فصل فعلي بذر نمود و مورد نياز استعمال نمود. به راحتي ميتوان بقيه را براي استعما بعدي ذخيره نمود ....................

منابع غير قابل ذخيره:

منابع غير قابل ذخيره برخلاف آن منابع برخي از عوامل توليد اين وژه گي را دارد که اگر به موقع و در زمان حال آنها استفاده نگردد خدمات حاصل از آنها قابل ذخيره شدن براي دوره هاي بعدي نخواهد برد. در واقع اگر تمام يا قسمت از اين قبيل عوامل توليد در يک دوره معين بدون استفاده نگهداري گردد. ارزش توليد که ميتوانست از آن بدست آيد تلف ميگردد. براي مثال يک ساختمان و غيره

طبقه بندي زمين از نگاه ساحه استفاده بري:

به طبقه بندي ذيل تقسيم ميگردد:

1-         زمين هاي زراعتي.

2-         زمين هاي ساحه استقامت .

3-         زمين هاي تحت استفاده سکتور صنعت.

4-         زمين هاي جنگلي.

5-         زمين هاي تحت آب.

6-         زمين هاي ذخيره دولتي.

شکل ديگر طبقه بندي زمين از نگاه ساحه استفاده بري عبارت اند از:

1-         زمين هاي مزروعي.

2-         زمين هاي تحت غرس درختان چندين ساله.

3-         زمين هاي تحت علفچرها.

4-         زمين هاي جنگلي.

5-         زمين هاي تحت آب.

 

 

منابع زمين و شکل استفاده بري آن در افغانستان:

از مجموعه 65200000 هکتار مساحت مجموعي افغانستان 11.96 فيصد آن مساعد به کشت بوده که از آن جمله سالانه 50 فيصد ان مورد استفاده قرار ميگيرد.

بطور مثال در جدول ذيل مشاهده نمائيد که انعکاس دهنده فيصدي ساحه کشت تعضي از نباتات ذيل را نشان ميدهد.

شماره

منابع

ساحه به هزار هکتار

وزن نسبي به فيصد

1

ساحه کشت نباتات مزروعي

7800

11.96

2

علفچرها

38000

58.28

3

تحت جنگل

1900

2.91

4

ساحه باقي مانده بدون کشت

17500

26.85

5

مجموعه

65200

100

در سال 1357 در کشور ما عملاً 3.9 مليون هکتار زمين تحت کشت قرار داشت که از آن جمله 2.6 مليون هکتار آن آبي و 1.3 مليون هکتار آن للمي بود 140 هزار هکتار زمين تحت غرس درختان مثمر 0.6 مليون هکتار آن شدکار بود بنا برآن ساحه مجوعي زمين هاي تحت استفاده در سال 1357 به 4.5 مليون هکتار بالغ گرديده بود که اين رقم در شرايط فعلي به مراتب کمتر و کمتر شده است زيرا تحولات سال هاي گذشته در افغانستان سطح استفاده بري از زمين را منحيث وسيله توليد کاهش داده است بنا برآن احياي محدد سکتور زراعت از طريق اسکان مجدد نفوس مهاجرين عودت کننده و احياي شبکه هاي آبياري پاک سازي زمين هاي زراعتي از ماين ها و سرمايه گذاري فعال در جهت تأمين نيازمندي هاي توليدي دهقانان پليسي هاي مناسب زراعتي و دادن حق اوليت به احياء و انکشاف زراعت و روستا ها از جمله شرايط لازم و غير قابل احياي ظرفيت توليد زراعتي و افزايش حاصلات زراعتي ميباشد.

تاريخچه مختصر پيدايش مالکيت خصوصی برزمين:

برای اولين بار در دوران امان الله خان مالکيت خصوصی بر زمين بر مبنای قوانين آن زمان شکل حقوقی پيدا کرد. تا به آن زمان زمين به اساس قوانين شرعيت اسلامی متعلق به خداوند  (ج) و مالکيت دولتی بر زمين مسلط بود. اميران افغانستان نظر به لازم ديد خويش با آن معامله می کردند.

امان اله خان در سال 1923 نظام نامه فروش املاک  سرکاری (دولتی) را تصويب نمود که به اساس آن مالکيت خصوصی بر زمين  نظام قانونی بر آن تثبيت می گردد. در نظام نامه اعلام گرديد که تمام زمين های دولتی که از جانب اميران و حکمروايان سابق افغانستان به افراد هديه گرديده و در اختيار شان قرار داده شده است دوباره مسترد نخواهد شد. حکومت امان اله خان در سال 1921 ريفورمی مالی را بر زمين عملی نمود و مطابق به نظام نامه ماليات سال 1920 حصول ماليات زمين که قبلاً به شکل (جنسی) يعنی بخشی از محصولات زراعتی بود جای خود را به ماليات پولی انتقال داد. ماليات پول دهاقين را هر چه بيشتر وابسته به بازار ساخت و ساحه مناسب پولی و کارآيی را در روستا ها وسعت بخشيد و توسعه مناسب پولی و کار آی عامل اساسی طبقه بندی دهاقين گرديد و انکشاف اين روابط منجر به تکامل مناسب زمين داری تا حدودی آن فيصله گرديد. اصلاحات عرضه سال های بعد از 1357 مناسبات عنعنوی زمين داری را تعقير داد. تعقير اين مناسبات به انکشاف زراعت کمک کرده نتوانست و تعقير سيستم زمين داری در شرايط فعلی بشکل ديگر است.

استفاده بری زمين:

معنی موثريت اقتصادی استفاده بری زمين:

موثريت اقتصادی استفاده بری زمين سطح بهره برداری از زمين را نشان می دهد. سطح بهره برداری از زمين به وسيله شاخص های مانند حاصل فی هکتار به قيمت تمام شد فی واحد محصول و يا عايد خالص فی هکتار زمين و غيره معلوم شده می تواند. وظيفه اساسی زمين داران است که حد اعظمی حاصل را از فی واحد زمين در مقابل کمترين مصارف ممکنه بدست بياورند.

شاخص هاي موثريت استفاده بري زمين

شاخص هاي موثريت استفاده بري زمين بطور مختصر قرار ذيل است:

1-         حاصل دهي نباتات عمده زراعتي و قيمت تمام شد في واحد توليد.

2-         محصول مجموعي بدست آمده ، در آمد ناخالص ، در آمد خالص يا مفاد خالص از في هکتار زمين.

موثريت اقتصادي استفاده بري زمين رابطه بين محصول مجموعي و ساحه زمين داري را بر اساس فورمول ذيل نشان ميدهد:

ساحه زمينداري / حاصل مجموعي = موثريت

ويا موثريت اقتصادي:

 ساحه زمينداري / عايد خالص = موثريت

ويا

 ساحه زمينداري / مفاد خالص = موثريت

ميباشد

سيستم تدابير جهت افزايش بخشيدن موثريت استفاده بري زمين:

جهت افزايش بخشيدن موثريت زمين تدابير ذيل در نظر گرفته شود:

1-         سرمايه گذاري در جهت حاصل خيزي و استفاده بري زمين

2-         بهبود بخشيدن کلتور زراعت.

3-         تشديد بخشيدن فعاليت هاي زراعتي.

4-         مبارزه تخريبات و فرسايش خاک و کشت نباتات معقول آن.

5-         مبارزه با آفات زراعتي.

6-         ساير تدابير اقتصادي و اجتماعي.

منابع مهنتي و موثريت استفاده بري:

کار: - کار فعاليت آگاهانه انسان است که در نتيجه آن انسان مواد کار آمد طبيعت را بکار گرفته و بشکل قابل استفاده در آورده و توسط آن نيازمندي هاي فردي و جمعي را مرفوع ميسازد. همراه با طبيعت کار منبع ثروت بشمار مي آيد. بدون انسان طبيعي دست نخورده باقي ميماند و بقاي انسان بسيار مشکل و حتي نا ممکن ميگرديد. اگر چه بکار برد وسيع اگروتخنيک و کمپيوتري در جهان اهميت مستقيم کار انسان روز به روز به انديشه بعضي از علماء جهان کاسته ميشود و لي ايجاد سيستم هاي کمپيوتري هم در بسياري ساحات تاعث ايجاد کار هاي تو ميگردد که به اهميت انسان و نقش آگاهانه او در سازماندهي و رهبري امور توليد و همچنان در کار مستقيم توليد مي افزايد منابع کاري (مهنتي) زراعت عبارت از مجموعه آدم هايست که قابليت کار و مهنت را داشته باشد. در اين گروپ تمام مفوس قابل کار يک کشور شامل است بدين معني که در نفوس قابل کار کساني که سن 16 الي 60 سالگي قرار داشته باشد قرار ميگيرد. ولي نا گفته نماند همه نفوس قابل کار کشور بصورت فعالانه مصروف کار نيست يک تعداد اين ها در تحميل ، در دفاع از وطن و غيره قرار دارد. و تعداد ديگري هم مريض و يا معيوب ميباشند و همچنان تعداد ديگري هم به نسبت عوامل مختلف در حال بيکاري به سر ميبرند. بنا بر اين اصطلاح کلمه درجه اشتغال نفوس که نسبت نفوس فعال بر مجموعه نفوس قابل کار کشور است به ميان مي آيد تا فيصدي نفوس فعال را در کشور معلوم سازد.

اين شاخص ميزان سهم گيري نفوس قابل کار را در فعاليت هاي مختلف توليدي و غير توليدي در بخش هاي تختلف اقتصاد ملي نشان ميدهد. ضريب اشتغال نفوس(...........................) زمين در توليد اجتماعي يا فورمول ذيل نشان داده ميشود.

Ke = Lb / La

فورمول فوق ضريب اشتغال را به Ke نفوس عملاً مصروف کار را به Lb و نفوس فعال يا قابل کار را به La نشان ميدهد.

اگر از مجموعه 15 مليون نفوس در يک کشور 8مليون آن شامل نفوس قابل کار شود و از آن جمله عملاً 6 مليون آن در بخش هاي مختلف اقتصاد ملي مصورف کار باشد. درجه اشتغال نفوس عبارت اند از:

% 75 = 3/4  =8000000/6000000 =100

نفوس قابل کار La / عملاً مصروف Lb = Ke

يعني از هر صد نفر نفوس که سن شان بين 16 الي 60 ساله است 75 نفر عملاً مصروف کار در اقتصاد ملي کشور شان ميباشد. اين شاخص ميزان وابستگي نفوس را نيز نشان ميدهد. در زراعت هم بخش از قواي بشري مصروف کار است اما موسمي بودن توليد به قواي بشري در هر موسم سال بعضاً کمتر و بعضاً بيشتر ميگردد. بنا بر اين براي استفاده اعظمي و موثر از قواي بشري زراعت ترکيب و آمزش تصدي هاي توليدي زراعتي تصدي هاي مرتب صنعتي لازم مي افتد آمزش تصدي توليدي زراعتي ، تصدي هاي پروسس محولات زراعتي و نيز ترکيب تصدي هاي زراعتي با تصدي هاي مالداري و صنايع دستي نيز از بيکاري موسمي ميکاهد. و باعث ايجاد عوايد بيشتر ميگردد.

مولديت کار :

اين شاخص موثريت استفاده بري از قواي بشري را نشان ميدهد اين رابطه بين وقت کار و حاصل بدست آمده در نتيجه همين وقت کار را نشان ميدهد . به هر اندازه که حاصل بدست آمده در نتيجه مصرف يک وقت معين کار بيشتر باشد به همان اندازه مولديت کار بيشتر است هر کار توليدي کوشش دارد که در کمترين وقت کار زياد مفاد توليد را بدست بياورد و يا هر قدر وقت کمتر در توليد يک واحد محصول به مصرف بيشتر وقت کار در توليد يک مقدار معين يک محصول مصارف توليد به تدريج بلند ميرود . که توليد را متناسب به آن غير اقتصادي ميسازد. مولديت کار بستگي به عوامل مختلف دارد. که از آن جمله ميتوان کيفيت قواي بشري ( درجه تحصيل ، تجارب ، مهارت هاي مسلکي و کاري ، شرايط کار ، کيفيت وسايل کار، سازماندهي کار تقسيم کار ، شرايط زنده گي و علاقه به کار ) را ميتوان نام برد.

براي بلند بردن مولديت کار نوسازي تخنيکي ، کار خانه هاي توليدي تا درجه اوتوماتيک شدن و پيشرفته نياز است. و همچنان رهبري کارخانه هاي توليدي شرايط مناسب براي کار کردن فراهم ساخته و همچنان مزد کافي براي کار گر ها ميدهند تا آنها را براي کار ثمر بخش تشويق کنند و همچنان مراکز مختلف فرهنگي و بجربوي ايجاد شده تا قواي بشري با مهارت هاي لازم مطابق نيازمندي هاي آنها در اقتصاد ملي و زراعتي تجهيز کنند.

شاخص هاي مولديت کار :

رابطه بين محصول نا خالص و وقت مصروف شده براي توليد همين محصول ميباشد. که در فورمول ذيل نشان داده ميشود:

وقت کار/ محصول ناخالص = مولديت کار

واحد وقت کار معمولا يک ورز کاري ميباشد همچنان براي سنجش مولديت کار به عوض محصول نا خالص ملي ، محصول خالص و مفاد نيز در نظر گرفته شده ميتواند.

طريقه هاي افزايش بخشيدن مولديت کار :

براي افزايش بخشيدن مولديت کار شرايط ذيل در نظر گرفته شود. که بطور مختصر قرار ذيل ميباشد:

1-    استفاده از دست آورد هاي علمي و تخنيکي در ساحه توليد.

2-    تشديد بخشيدن سطح توليد.

3-    سرعت بخشيدن پروسه توليد از طريق ميکانيزه ساختن و ماشيني ساختن توليد.

4-    رعايت دسپلين کاري.

5-    سازماندهي علمي کار.

6-    فعال ساختن عوامل انساني.

7-    افزايش علايق مادي کارگرها به کار از طريق پرداخت مزد بلند و بيمه هاي صحي و اجتماعي.

 

 

 

 

سرمايه

 Capital

منابع مادي زراعت:

منابع مادي زراعت عبارت از تعمير هاي توليدي ، ساختمان هاي توليدي ، تأسيسات آبياري ، ماشين آلات زراعتي و سايل ترانسپورتي، حيوانات چندين ساله منابع تخم هاي بزري علوفه حيوانات مواد نفتي کود و کود کيمياوي و ساير وسايل توليد منابع مادي زراعت مهره اساسي زيربناي مادي و تخنيکي زراعت را تشکيل ميدهد. که در آن منابع زمين نيز در گام نخست قرار دارد شامل ميباشد.

ويژه گي هاي زير بناي مادي و تخنيکي زراعت:

اين ويژه گی ها قرار ذيل ميباشد.

1-    يکی از ويژه گی ها اجزای اساسی، مادی و تخنيکی زراعت زمين است که در جهت حاصل خيزی خود متجانس نيست و مصارف مختلف توليدی را جهت بدست آوردن حاصل مساوی در فی واحد آن می طلبد از شکل استفاده بری زمين موثريت استفاده ديگر عوامل توليد معين می شود زيرا ثمر بخش ديگر عوامل توليد در نتيجه آميزيش شان با زمين در پروسه توليد معلوم می شود.

2-    زير بنا مادی و تخنيکی زراعت به ساير بخش های اقتصادی ملی بيشتر تحت تاثير شرايط تعليمی ، اقليمی و موسمی قرار دارد  در اين جا خصوصيات محلی توليد تحت توجه قرار می گيرد يعنی زمين زون های مختلف کشور سيستم های مختلف ماشين آلات زراعتی مقدار ترکيب مادی و تخنيکی و مصارف.

3-    موثريت استفاده بری زمين: مثلاً از ماشين آلات زراعتی در يک موسوم معين استفاده می شود در حاليکه در ساير اوقات سال بيکار می ماند و مصارف حفظ و مراقبت را ايجاب می کند. برعکس علوفه حيوانات در طول سال ضرورت است که بايد آماده باشد که همه اين ها ايجاب مصارف اضافی را نموده و جهت تهيه و ذخيره و استفاده بعدی آن گذاشته می شود.

4-    بخش های عمده زير بنأ مادی و تخنيکی زراعت ارگانيزم های زنده می باشد که تحت شرايط و قوانين زنده زراعت عبارت از مثال اين ارگانيزم های زنده عبارت از حيوانات توليدی و کاری مرغ ها و درختان چندين ساله و غيره استفاده موثر از اين امکانات وابسته به ديگر عوامل توليد می باشد.

5-    زير بنا مادی و تخنيکی زراعت متشکل از وسايل توليد است که سکتور صنعت آنرا فراهم می نمايد و توليد که در خود زراعت فراهم می شود عبارت از حيوانات ، تخم های بذری ، کود و غيره می باشد در زراعت اصلی از بخش های مختلف فارم به حيث يک کارخانه توليدی عمل می کنند که در آن عوامل توليد به محصول توليد شده مبدل می شود رهبری و کنترول اين پروسه بيولوژيکی جهت استفاده بری مطلوب و موثر از تمام امکانات توليدی، ايجاب مهارت های لازم مسلکی و تخصصی مينمايد که اين هم ضرورت تربيه کادر های مسلکی لازم را برای زراعت يک امر لازمی و ضروری جهت انکشاف سالم زراعت می شمارند و همچنان وابستگی زراعت و صنعت را آشکار می سازد که بدون وابستگی اين هر دو رشد زراعت امکان پذير نيست.

منابع آنرژی در زراعت:

بخش عمده و فعال زير بنا مادل و تخنيکی زراعت منابع استحصال قوه های توليدی و انرژی ميباشد درين جا قوت ماشين های ميخانيکی و برق، تاسيسات برقی، تعداد حيوانات کاری همه اين ها از نيروی زراعتی بمشار رفته در توليد استفاده می وشود.

شاخص های تجهيزات انرژيکی در زراعت:

شاخص های تجهيزات انرژيکی در زراعت قرار ذيل است.

1-    درجه تامين زراعت و منابع انرژی قوت های متوسط سالانه منابع انرژی در يکصد هکتار زمين زراعتی است. مثلاً از مجموعه نيرو های ماشين برقی و ميخانيکی يک فارم که به کيلوات حساب می شود باری 100 هکتار زمين چقدر زمين ميرسد به هر پيمانه که در جه حرارت تامين شود فارم ها و منابع انرژی بيشتر باشد گفته می شود که زير بنأ تخنيکی زراعت نيرو مندتر است و همچنان به هر اندازه که زراعت از نظر تجهيزات ماشين موتری، ميخانيکی و برقی قوی تر باشد به همان اندازه مولديت کار آن بيشتر و بلند تر است با تجهيزات ميخانيکی و برقی فارم مصارف عمومی در يک واحد توليدی پائين آمده توليد اقتصادی بيشتر صورت ميگيرد.

2-    درجه تجهيز قوه کاری با منابع انرژی قوت متوسط سالانه انرژی فارم در رابطه به يک نفر کاری در زراعت می باشد.

تعمير های توليدی تاسيسات آبياری و وسايل ترانسپورتی:

تعميرات توليدی و تسايسات آبياری و ترانسپورتی ازجمله عناصر عمده زير بنای مادی و تخنيکی زراعت بوده و می باشد. تاسيسات و تعميرات در زراعت  به کتگوری های ذيل طبقه بندی می شود.

1-    تعمير های توليدی و تاسيسات که مفهوم زراعتی دارند.

2-    تعمير های و تاسيسات که مفهوم زراعتی ندارند. مانند تجارت خانه ها ، مغازه ها، خانه های استقامتی کلوپ ها تفريعی، پولی کلينيک ها و غيره می باشد.

وسايل ترانسپورتی:

به کمک وسايل ترانسپورتی که مصارف توليدی و به بازار گذاری محصولات زراعتی پائين می آيد زيرا تجهيز فارم ها و وسايل ترانسپورتی باعث افزايش مولديت کار می شود. انواع اساسی وسايل ترانسپورتی عبارت اند از.

1-    ترانسپورت تراکتور.

2-    ترانسپورت ماشينی می باشد که اکثريت انتقالات عوامل توليد به سکتور زراعت و محصولات اضافی قابل فروش از زراعت به مراکز استحلاک و پروتس توسط همين دو نوع ترانسپورت اجرا می شود.

حيوانات توليدی و کاری :

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط محمد فواد عظيمی  |