X
تبلیغات
بلخ باستان - مبادی اقتصادی زراعتی
زراعت در بلخ

مبادي اقتصاد زراعتي

مقدمه

محدود بودن منابع و نا محدود بودن خواهشات انسان هاي روي زمين پديده هاي متضاد و واقعيت هاي انکار ناپذير اند که تما تصاميم اقتصادي انسان ها را تحت تأثير خود قرار ميدهد از يک طرف سطح توقعات انسان ها به اشياء و خدمات در نتيجه افزايش نفوس و تغير در ذوق مردم رو به افزايش بوده و از طرف ديگر منابع مادي ، تخنيکي ، مالي و بشري براي رفع اشياء نيازمندي ها محدود ميباشد. بنا بر آن علم اقتصاد بوجود آمد تا به وسيله آن عوامل و منابع تمويل بصورت مطلوب و مناسب ترتيب و اختصاص يابد بنا بر اين ترتيب امکان اقناع حد اکثر نيازمندي هاي جامعه ميسر گردد.

تعريف علم اقتصاد :

علم اقتصاد علميست که از اقتصاد و ترکيب مطلوب مناسب و مؤثر عوامل توليد جهت توليد حد اکثر نعمات مادي مورد نياز جامعه و همچنان از توضيع اين نعمات در بين مردم بحث ميکند. علم اقتصاد شامل بخش هاي ذيل ميباشد:

1-         اقتصاد منابع توليد( عوامل توليد)

2-         اقتصاد توليد.

3-         اقتصاد تنظيم عمليه توليد.

4-         توضيع توليد( مارکتنگ)

5-         تمويل سرمايه گذاري.

منابع توليد:

منابع توليد عوامل است که از بخش هاي مختلف اقتصادملي فراهم گرديده و در پروسه توليد قسماً و يا کاملاً به مصرف ميرسد. منابع توليد عبارت اند از :

زمين:

زمين عمده ترين عوامل توليد بشمار ميآيد. از جمله ثروت هاي عمده خدا داد ملي يک کشور است. زمين از شرايط اولي عمليه توليد بحساب ميآيد و بدون آن دوام و هستي جامعه به روي زمين دشوار است. در سکتور صنعت زمين محل جاي گير کار خانه هاي صنعتي بوده ولی در زراعت منحيث موضوع  کار و يا عمده ترين وسيله توليد بشمار ميآيد. زمين وقتي منحيث موضوع کار عمل ميکند که انسان يا وسايل کار قسمت فوقاني آنرا به منظور پيشبرد و توليدات زراعتي مورد استفاده قرار ميدهد. مثلاً از طريق قلبه کردن خاک انسان خصوصيات مخانيکي ، فزيکي و کيمياوي خاک را مورد استفاده نباتات قرار ميدهد. که به اين مفهوم زمين منحيث موضوع کار عمل ميکند. چون زمين يک شرط اساسي و لازم توليد است بنابر اين زمين به اين مفهوم عامل توليد عرض اندام ميکند.

 

 

فرق زمين از سائير عوامل توليد:

1-         ساير عوامل توليد محصول کار قبلي انسان است ، اما زمين تحفه خدا داد است و ديگر عوامل تکامل طبيعي و تدريجي بسيار قرن هاست ، زمين به وسيله انسان توليد نشده و باز هم توليد نميشود.

2-         زمين قابل تغير و تعويض نيست بدون زمين عمليه توليد زراعتي ممکن نيست.

3-         زمين از نظر جايگيري محدود است ساحه اولي زمين قابل افزايش نيست.

4-         کيفيت زمين متجانس نيست.

5-         در صورت استفاده درست و مناسب کيفيت آن بهتر شده ميرود.

حاصل خيزي خاک:

توانائي خاک جهت تأمين ضروريات نبات به آب مواد معدني ( مواد غذائي ) در طول مدت زمان رشد و نموي آن ميباشد. حاصل خيزي زمين سه قسم است.

1-         حاصل خيزي طبيعي خاک.

2-         خاصل خيزي مصنوعي خاک.

3-         حاصل خيزي اقتصادي خاک.

 

1)            حاصل خيزي طبيعي خاک :

 عبارت از محصول دوره طولاني پروسه تشکيل خاک است. بدين معني که در جريان سال هاي متمادي بشکل طبيعي بميان ميآيد.

2)            خاصل خيزي مصنوعي خاک :

 در نتيجه مداخله انسان بالاي زمين از طريق بلند بردن سکتور زراعت و سرمايه گذاري در جهت اصلاح و بهبود و کيفيت زمين به وجود ميايد.

3)            حاصل خيزي قتصادي خاک :

 در نتيجه آميزش حاصل خيزي طبيعي و مصنوعي خاک به وجود ميآيد. حاصل خيزي اقتصادي خاک کيفيت زمين را منحيث عامل توليد زراعتي مشخص ميسازد.

شاخس هاي حاصل خيزي خاک:

حاصل دهي زمين:- مقدار حاصلي که از في جريب يا في هکتار زمين بدست مي آيد و يا مقدار توليد مجموعي ويا عايد حاصلي که در مقابل في واحد مصرف از يک هکتار زمين بدست مي آيد نشان دهنده قدرت حاصل خيزي خاک و يا کيفيت زمين مهحيث وسيله توليد ميباشد.

 

تعريف منابع توليد:

هر علمي که در پروسه توليد بکار گرفته ميشود منابع يا عامل توليد ناميده ميشود. مهمترين آنها در فعاليت هاي کشاورزي عبارت اند از:

1-         زمين يا سطح زير کشت.

2-         نيروي کار ( نيروي کارگر)

3-         سرمايه در اشکال مختلف و به وژه ماشينات زراعتي مثل تراکتور کامپاين و غيره...

4-         آب

5-         تخم بذري

6-         کود کيمياوي

7-         ادويه جات کيمياوي و غيره

قابل تذکر است که نور خرشيد نيز به عنوان يکي از ضروري ترين عوامل توليد اند که در تمام توليدات و محصولات زراعتي مورد نياز است.

بطور کلي ميتوان منابع توليد را بدسته هاي ذيل تقسيم کرد:

الف :- منابع ثابت و منابع متغير.

ب:- منابع قابل ذخيره و منابع غير قابل ذخيره.

الف:-عوامل توليد ثابت

 آن دسته از منابع توليد که مقدار بکار گرفته شده از آنها بستگي به حجم توليد ندارد به عباره ديگر در طول پروسه توليد بدون تغير باقي ميماند به عوامل توليد ثابت معروف اند. از جمله اين منابع ميتوان به زمين هاي زراعتي و ساختمان هاي احداث شده جهت پرورش حيوانات اشاره نمود. قابل تذکر است که بعضي از عوامل توليد مثل زمين بطور طبيعي ثابت اند و برخي ديگر بديل آن که در جريان توليد يک محصول خاص بدون تغير باقي مي ماند به عنوان عوامل ثابت در نظر گرفته ميشود براي مثال زراعتي که داراي قطعه زمين به وسعت يک هکتار است بحالت ثابت باقي ميماند.

عوامل توليد متغير برخلاف عوامل توليد ثابت دسته از منابع توليد وجود دارد که باسطح توليد رابطه مستقيم دارد و به عباره ديگر در جريان توليد مرتباً تغير مينمايد. به عنوان مثال در طول يک فصل محصول مقدار بيشتر از منابع توليد مثل کود ، تخم بذري و نيروي کاربه کار گرفته ميشود همان طوريکه گفته شد در بلند مدت کليه منابع توليد بصورت متغير در ميايد. مثلاً بذر در جريان توليد محصولات زراعتي به اين خاطر متغير است که اگر يک کيلوگرام از آن در قطعه زمين مصرف شود مقدار معيني محصول توليد ميشود. اگر مقدار آن به پنج کيلوگرام افزايش يابد به همان اندازه ميزان سطح توليد نيز افزايش ميابد.

 

ب:- منابع قابل ذخيره:

بعضي از عوامل توليد اين خصوصيات را دارند که ميتوان تمام يا قسمت از آن را براي صل هاي بعدي ذخيره و انبار کرد. به عباره ديگر در صورتي که بديل قسمت از آنها در حال حاضرمورد نياز نباشد ميتوان براي دوره هاي بعدي نگهداري نمود بدون آن که خدمات حاصل از آنها با مصرف نکردن تمام و قسمت از آنها در زمان فعلي از دست برود . به عنوان مثال: کود کيمياوي و ادويه جات را نام برد. در حقيقت اگر قسمت از آنها را در فصل فعلي بذر نمود و مورد نياز استعمال نمود. به راحتي ميتوان بقيه را براي استعما بعدي ذخيره نمود ....................

منابع غير قابل ذخيره:

منابع غير قابل ذخيره برخلاف آن منابع برخي از عوامل توليد اين وژه گي را دارد که اگر به موقع و در زمان حال آنها استفاده نگردد خدمات حاصل از آنها قابل ذخيره شدن براي دوره هاي بعدي نخواهد برد. در واقع اگر تمام يا قسمت از اين قبيل عوامل توليد در يک دوره معين بدون استفاده نگهداري گردد. ارزش توليد که ميتوانست از آن بدست آيد تلف ميگردد. براي مثال يک ساختمان و غيره

طبقه بندي زمين از نگاه ساحه استفاده بري:

به طبقه بندي ذيل تقسيم ميگردد:

1-         زمين هاي زراعتي.

2-         زمين هاي ساحه استقامت .

3-         زمين هاي تحت استفاده سکتور صنعت.

4-         زمين هاي جنگلي.

5-         زمين هاي تحت آب.

6-         زمين هاي ذخيره دولتي.

شکل ديگر طبقه بندي زمين از نگاه ساحه استفاده بري عبارت اند از:

1-         زمين هاي مزروعي.

2-         زمين هاي تحت غرس درختان چندين ساله.

3-         زمين هاي تحت علفچرها.

4-         زمين هاي جنگلي.

5-         زمين هاي تحت آب.

 

 

منابع زمين و شکل استفاده بري آن در افغانستان:

از مجموعه 65200000 هکتار مساحت مجموعي افغانستان 11.96 فيصد آن مساعد به کشت بوده که از آن جمله سالانه 50 فيصد ان مورد استفاده قرار ميگيرد.

بطور مثال در جدول ذيل مشاهده نمائيد که انعکاس دهنده فيصدي ساحه کشت تعضي از نباتات ذيل را نشان ميدهد.

شماره

منابع

ساحه به هزار هکتار

وزن نسبي به فيصد

1

ساحه کشت نباتات مزروعي

7800

11.96

2

علفچرها

38000

58.28

3

تحت جنگل

1900

2.91

4

ساحه باقي مانده بدون کشت

17500

26.85

5

مجموعه

65200

100

در سال 1357 در کشور ما عملاً 3.9 مليون هکتار زمين تحت کشت قرار داشت که از آن جمله 2.6 مليون هکتار آن آبي و 1.3 مليون هکتار آن للمي بود 140 هزار هکتار زمين تحت غرس درختان مثمر 0.6 مليون هکتار آن شدکار بود بنا برآن ساحه مجوعي زمين هاي تحت استفاده در سال 1357 به 4.5 مليون هکتار بالغ گرديده بود که اين رقم در شرايط فعلي به مراتب کمتر و کمتر شده است زيرا تحولات سال هاي گذشته در افغانستان سطح استفاده بري از زمين را منحيث وسيله توليد کاهش داده است بنا برآن احياي محدد سکتور زراعت از طريق اسکان مجدد نفوس مهاجرين عودت کننده و احياي شبکه هاي آبياري پاک سازي زمين هاي زراعتي از ماين ها و سرمايه گذاري فعال در جهت تأمين نيازمندي هاي توليدي دهقانان پليسي هاي مناسب زراعتي و دادن حق اوليت به احياء و انکشاف زراعت و روستا ها از جمله شرايط لازم و غير قابل احياي ظرفيت توليد زراعتي و افزايش حاصلات زراعتي ميباشد.

تاريخچه مختصر پيدايش مالکيت خصوصی برزمين:

برای اولين بار در دوران امان الله خان مالکيت خصوصی بر زمين بر مبنای قوانين آن زمان شکل حقوقی پيدا کرد. تا به آن زمان زمين به اساس قوانين شرعيت اسلامی متعلق به خداوند  (ج) و مالکيت دولتی بر زمين مسلط بود. اميران افغانستان نظر به لازم ديد خويش با آن معامله می کردند.

امان اله خان در سال 1923 نظام نامه فروش املاک  سرکاری (دولتی) را تصويب نمود که به اساس آن مالکيت خصوصی بر زمين  نظام قانونی بر آن تثبيت می گردد. در نظام نامه اعلام گرديد که تمام زمين های دولتی که از جانب اميران و حکمروايان سابق افغانستان به افراد هديه گرديده و در اختيار شان قرار داده شده است دوباره مسترد نخواهد شد. حکومت امان اله خان در سال 1921 ريفورمی مالی را بر زمين عملی نمود و مطابق به نظام نامه ماليات سال 1920 حصول ماليات زمين که قبلاً به شکل (جنسی) يعنی بخشی از محصولات زراعتی بود جای خود را به ماليات پولی انتقال داد. ماليات پول دهاقين را هر چه بيشتر وابسته به بازار ساخت و ساحه مناسب پولی و کارآيی را در روستا ها وسعت بخشيد و توسعه مناسب پولی و کار آی عامل اساسی طبقه بندی دهاقين گرديد و انکشاف اين روابط منجر به تکامل مناسب زمين داری تا حدودی آن فيصله گرديد. اصلاحات عرضه سال های بعد از 1357 مناسبات عنعنوی زمين داری را تعقير داد. تعقير اين مناسبات به انکشاف زراعت کمک کرده نتوانست و تعقير سيستم زمين داری در شرايط فعلی بشکل ديگر است.

استفاده بری زمين:

معنی موثريت اقتصادی استفاده بری زمين:

موثريت اقتصادی استفاده بری زمين سطح بهره برداری از زمين را نشان می دهد. سطح بهره برداری از زمين به وسيله شاخص های مانند حاصل فی هکتار به قيمت تمام شد فی واحد محصول و يا عايد خالص فی هکتار زمين و غيره معلوم شده می تواند. وظيفه اساسی زمين داران است که حد اعظمی حاصل را از فی واحد زمين در مقابل کمترين مصارف ممکنه بدست بياورند.

شاخص هاي موثريت استفاده بري زمين

شاخص هاي موثريت استفاده بري زمين بطور مختصر قرار ذيل است:

1-         حاصل دهي نباتات عمده زراعتي و قيمت تمام شد في واحد توليد.

2-         محصول مجموعي بدست آمده ، در آمد ناخالص ، در آمد خالص يا مفاد خالص از في هکتار زمين.

موثريت اقتصادي استفاده بري زمين رابطه بين محصول مجموعي و ساحه زمين داري را بر اساس فورمول ذيل نشان ميدهد:

ساحه زمينداري / حاصل مجموعي = موثريت

ويا موثريت اقتصادي:

 ساحه زمينداري / عايد خالص = موثريت

ويا

 ساحه زمينداري / مفاد خالص = موثريت

ميباشد

سيستم تدابير جهت افزايش بخشيدن موثريت استفاده بري زمين:

جهت افزايش بخشيدن موثريت زمين تدابير ذيل در نظر گرفته شود:

1-         سرمايه گذاري در جهت حاصل خيزي و استفاده بري زمين

2-         بهبود بخشيدن کلتور زراعت.

3-         تشديد بخشيدن فعاليت هاي زراعتي.

4-         مبارزه تخريبات و فرسايش خاک و کشت نباتات معقول آن.

5-         مبارزه با آفات زراعتي.

6-         ساير تدابير اقتصادي و اجتماعي.

منابع مهنتي و موثريت استفاده بري:

کار: - کار فعاليت آگاهانه انسان است که در نتيجه آن انسان مواد کار آمد طبيعت را بکار گرفته و بشکل قابل استفاده در آورده و توسط آن نيازمندي هاي فردي و جمعي را مرفوع ميسازد. همراه با طبيعت کار منبع ثروت بشمار مي آيد. بدون انسان طبيعي دست نخورده باقي ميماند و بقاي انسان بسيار مشکل و حتي نا ممکن ميگرديد. اگر چه بکار برد وسيع اگروتخنيک و کمپيوتري در جهان اهميت مستقيم کار انسان روز به روز به انديشه بعضي از علماء جهان کاسته ميشود و لي ايجاد سيستم هاي کمپيوتري هم در بسياري ساحات تاعث ايجاد کار هاي تو ميگردد که به اهميت انسان و نقش آگاهانه او در سازماندهي و رهبري امور توليد و همچنان در کار مستقيم توليد مي افزايد منابع کاري (مهنتي) زراعت عبارت از مجموعه آدم هايست که قابليت کار و مهنت را داشته باشد. در اين گروپ تمام مفوس قابل کار يک کشور شامل است بدين معني که در نفوس قابل کار کساني که سن 16 الي 60 سالگي قرار داشته باشد قرار ميگيرد. ولي نا گفته نماند همه نفوس قابل کار کشور بصورت فعالانه مصروف کار نيست يک تعداد اين ها در تحميل ، در دفاع از وطن و غيره قرار دارد. و تعداد ديگري هم مريض و يا معيوب ميباشند و همچنان تعداد ديگري هم به نسبت عوامل مختلف در حال بيکاري به سر ميبرند. بنا بر اين اصطلاح کلمه درجه اشتغال نفوس که نسبت نفوس فعال بر مجموعه نفوس قابل کار کشور است به ميان مي آيد تا فيصدي نفوس فعال را در کشور معلوم سازد.

اين شاخص ميزان سهم گيري نفوس قابل کار را در فعاليت هاي مختلف توليدي و غير توليدي در بخش هاي تختلف اقتصاد ملي نشان ميدهد. ضريب اشتغال نفوس(...........................) زمين در توليد اجتماعي يا فورمول ذيل نشان داده ميشود.

Ke = Lb / La

فورمول فوق ضريب اشتغال را به Ke نفوس عملاً مصروف کار را به Lb و نفوس فعال يا قابل کار را به La نشان ميدهد.

اگر از مجموعه 15 مليون نفوس در يک کشور 8مليون آن شامل نفوس قابل کار شود و از آن جمله عملاً 6 مليون آن در بخش هاي مختلف اقتصاد ملي مصورف کار باشد. درجه اشتغال نفوس عبارت اند از:

% 75 = 3/4  =8000000/6000000 =100

نفوس قابل کار La / عملاً مصروف Lb = Ke

يعني از هر صد نفر نفوس که سن شان بين 16 الي 60 ساله است 75 نفر عملاً مصروف کار در اقتصاد ملي کشور شان ميباشد. اين شاخص ميزان وابستگي نفوس را نيز نشان ميدهد. در زراعت هم بخش از قواي بشري مصروف کار است اما موسمي بودن توليد به قواي بشري در هر موسم سال بعضاً کمتر و بعضاً بيشتر ميگردد. بنا بر اين براي استفاده اعظمي و موثر از قواي بشري زراعت ترکيب و آمزش تصدي هاي توليدي زراعتي تصدي هاي مرتب صنعتي لازم مي افتد آمزش تصدي توليدي زراعتي ، تصدي هاي پروسس محولات زراعتي و نيز ترکيب تصدي هاي زراعتي با تصدي هاي مالداري و صنايع دستي نيز از بيکاري موسمي ميکاهد. و باعث ايجاد عوايد بيشتر ميگردد.

مولديت کار :

اين شاخص موثريت استفاده بري از قواي بشري را نشان ميدهد اين رابطه بين وقت کار و حاصل بدست آمده در نتيجه همين وقت کار را نشان ميدهد . به هر اندازه که حاصل بدست آمده در نتيجه مصرف يک وقت معين کار بيشتر باشد به همان اندازه مولديت کار بيشتر است هر کار توليدي کوشش دارد که در کمترين وقت کار زياد مفاد توليد را بدست بياورد و يا هر قدر وقت کمتر در توليد يک واحد محصول به مصرف بيشتر وقت کار در توليد يک مقدار معين يک محصول مصارف توليد به تدريج بلند ميرود . که توليد را متناسب به آن غير اقتصادي ميسازد. مولديت کار بستگي به عوامل مختلف دارد. که از آن جمله ميتوان کيفيت قواي بشري ( درجه تحصيل ، تجارب ، مهارت هاي مسلکي و کاري ، شرايط کار ، کيفيت وسايل کار، سازماندهي کار تقسيم کار ، شرايط زنده گي و علاقه به کار ) را ميتوان نام برد.

براي بلند بردن مولديت کار نوسازي تخنيکي ، کار خانه هاي توليدي تا درجه اوتوماتيک شدن و پيشرفته نياز است. و همچنان رهبري کارخانه هاي توليدي شرايط مناسب براي کار کردن فراهم ساخته و همچنان مزد کافي براي کار گر ها ميدهند تا آنها را براي کار ثمر بخش تشويق کنند و همچنان مراکز مختلف فرهنگي و بجربوي ايجاد شده تا قواي بشري با مهارت هاي لازم مطابق نيازمندي هاي آنها در اقتصاد ملي و زراعتي تجهيز کنند.

شاخص هاي مولديت کار :

رابطه بين محصول نا خالص و وقت مصروف شده براي توليد همين محصول ميباشد. که در فورمول ذيل نشان داده ميشود:

وقت کار/ محصول ناخالص = مولديت کار

واحد وقت کار معمولا يک ورز کاري ميباشد همچنان براي سنجش مولديت کار به عوض محصول نا خالص ملي ، محصول خالص و مفاد نيز در نظر گرفته شده ميتواند.

طريقه هاي افزايش بخشيدن مولديت کار :

براي افزايش بخشيدن مولديت کار شرايط ذيل در نظر گرفته شود. که بطور مختصر قرار ذيل ميباشد:

1-    استفاده از دست آورد هاي علمي و تخنيکي در ساحه توليد.

2-    تشديد بخشيدن سطح توليد.

3-    سرعت بخشيدن پروسه توليد از طريق ميکانيزه ساختن و ماشيني ساختن توليد.

4-    رعايت دسپلين کاري.

5-    سازماندهي علمي کار.

6-    فعال ساختن عوامل انساني.

7-    افزايش علايق مادي کارگرها به کار از طريق پرداخت مزد بلند و بيمه هاي صحي و اجتماعي.

 

 

 

 

سرمايه

 Capital

منابع مادي زراعت:

منابع مادي زراعت عبارت از تعمير هاي توليدي ، ساختمان هاي توليدي ، تأسيسات آبياري ، ماشين آلات زراعتي و سايل ترانسپورتي، حيوانات چندين ساله منابع تخم هاي بزري علوفه حيوانات مواد نفتي کود و کود کيمياوي و ساير وسايل توليد منابع مادي زراعت مهره اساسي زيربناي مادي و تخنيکي زراعت را تشکيل ميدهد. که در آن منابع زمين نيز در گام نخست قرار دارد شامل ميباشد.

ويژه گي هاي زير بناي مادي و تخنيکي زراعت:

اين ويژه گی ها قرار ذيل ميباشد.

1-    يکی از ويژه گی ها اجزای اساسی، مادی و تخنيکی زراعت زمين است که در جهت حاصل خيزی خود متجانس نيست و مصارف مختلف توليدی را جهت بدست آوردن حاصل مساوی در فی واحد آن می طلبد از شکل استفاده بری زمين موثريت استفاده ديگر عوامل توليد معين می شود زيرا ثمر بخش ديگر عوامل توليد در نتيجه آميزيش شان با زمين در پروسه توليد معلوم می شود.

2-    زير بنا مادی و تخنيکی زراعت به ساير بخش های اقتصادی ملی بيشتر تحت تاثير شرايط تعليمی ، اقليمی و موسمی قرار دارد  در اين جا خصوصيات محلی توليد تحت توجه قرار می گيرد يعنی زمين زون های مختلف کشور سيستم های مختلف ماشين آلات زراعتی مقدار ترکيب مادی و تخنيکی و مصارف.

3-    موثريت استفاده بری زمين: مثلاً از ماشين آلات زراعتی در يک موسوم معين استفاده می شود در حاليکه در ساير اوقات سال بيکار می ماند و مصارف حفظ و مراقبت را ايجاب می کند. برعکس علوفه حيوانات در طول سال ضرورت است که بايد آماده باشد که همه اين ها ايجاب مصارف اضافی را نموده و جهت تهيه و ذخيره و استفاده بعدی آن گذاشته می شود.

4-    بخش های عمده زير بنأ مادی و تخنيکی زراعت ارگانيزم های زنده می باشد که تحت شرايط و قوانين زنده زراعت عبارت از مثال اين ارگانيزم های زنده عبارت از حيوانات توليدی و کاری مرغ ها و درختان چندين ساله و غيره استفاده موثر از اين امکانات وابسته به ديگر عوامل توليد می باشد.

5-    زير بنا مادی و تخنيکی زراعت متشکل از وسايل توليد است که سکتور صنعت آنرا فراهم می نمايد و توليد که در خود زراعت فراهم می شود عبارت از حيوانات ، تخم های بذری ، کود و غيره می باشد در زراعت اصلی از بخش های مختلف فارم به حيث يک کارخانه توليدی عمل می کنند که در آن عوامل توليد به محصول توليد شده مبدل می شود رهبری و کنترول اين پروسه بيولوژيکی جهت استفاده بری مطلوب و موثر از تمام امکانات توليدی، ايجاب مهارت های لازم مسلکی و تخصصی مينمايد که اين هم ضرورت تربيه کادر های مسلکی لازم را برای زراعت يک امر لازمی و ضروری جهت انکشاف سالم زراعت می شمارند و همچنان وابستگی زراعت و صنعت را آشکار می سازد که بدون وابستگی اين هر دو رشد زراعت امکان پذير نيست.

منابع آنرژی در زراعت:

بخش عمده و فعال زير بنا مادل و تخنيکی زراعت منابع استحصال قوه های توليدی و انرژی ميباشد درين جا قوت ماشين های ميخانيکی و برق، تاسيسات برقی، تعداد حيوانات کاری همه اين ها از نيروی زراعتی بمشار رفته در توليد استفاده می وشود.

شاخص های تجهيزات انرژيکی در زراعت:

شاخص های تجهيزات انرژيکی در زراعت قرار ذيل است.

1-    درجه تامين زراعت و منابع انرژی قوت های متوسط سالانه منابع انرژی در يکصد هکتار زمين زراعتی است. مثلاً از مجموعه نيرو های ماشين برقی و ميخانيکی يک فارم که به کيلوات حساب می شود باری 100 هکتار زمين چقدر زمين ميرسد به هر پيمانه که در جه حرارت تامين شود فارم ها و منابع انرژی بيشتر باشد گفته می شود که زير بنأ تخنيکی زراعت نيرو مندتر است و همچنان به هر اندازه که زراعت از نظر تجهيزات ماشين موتری، ميخانيکی و برقی قوی تر باشد به همان اندازه مولديت کار آن بيشتر و بلند تر است با تجهيزات ميخانيکی و برقی فارم مصارف عمومی در يک واحد توليدی پائين آمده توليد اقتصادی بيشتر صورت ميگيرد.

2-    درجه تجهيز قوه کاری با منابع انرژی قوت متوسط سالانه انرژی فارم در رابطه به يک نفر کاری در زراعت می باشد.

تعمير های توليدی تاسيسات آبياری و وسايل ترانسپورتی:

تعميرات توليدی و تسايسات آبياری و ترانسپورتی ازجمله عناصر عمده زير بنای مادی و تخنيکی زراعت بوده و می باشد. تاسيسات و تعميرات در زراعت  به کتگوری های ذيل طبقه بندی می شود.

1-    تعمير های توليدی و تاسيسات که مفهوم زراعتی دارند.

2-    تعمير های و تاسيسات که مفهوم زراعتی ندارند. مانند تجارت خانه ها ، مغازه ها، خانه های استقامتی کلوپ ها تفريعی، پولی کلينيک ها و غيره می باشد.

وسايل ترانسپورتی:

به کمک وسايل ترانسپورتی که مصارف توليدی و به بازار گذاری محصولات زراعتی پائين می آيد زيرا تجهيز فارم ها و وسايل ترانسپورتی باعث افزايش مولديت کار می شود. انواع اساسی وسايل ترانسپورتی عبارت اند از.

1-    ترانسپورت تراکتور.

2-    ترانسپورت ماشينی می باشد که اکثريت انتقالات عوامل توليد به سکتور زراعت و محصولات اضافی قابل فروش از زراعت به مراکز استحلاک و پروتس توسط همين دو نوع ترانسپورت اجرا می شود.

حيوانات توليدی و کاری :

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط محمد فواد عظيمی  |